۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه

آیا نظام امیر المومنین «نظام» نبود؟

ما صد هزار بار شنیده‌ایم که در مکتب اهل بیت، «هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند». هزاران مثال داریم که نشان بدهیم رفتار اهل بیت، این‌طوری -و در این چارچوب- بوده‌است. ذره‌ای -نه فقط خلاف شرع- که حتی خلاف مروت و اخلاق و مرام، در مکتب اهل‌بیت، با هیچ هدف ارزشمندی توجیه نمی‌شود. این روزها جمله‌ای لقلقه‌ی زبان این و آن شده  که فکر کنم هر بار از دهان گویندگان مزبور در می‌آید، هزاران بار تن گوینده‌اش را در قبر لرزانده باشد.
این جمله که «حفظ نظام،‌ از اوجب واجبات است» و هر دنائت و پستی و گناه و جنایتی را هم آقایان مرتکب می‌شوند، تحت لوای این‌که حفظ نظام از نماز واجب تر است.

اما آیا حکومت پیامبر مکرم اسلام، نظام نبود؟‌
نظام امیرالمومنین، نظام نبود؟
نظامی که حضرت حسن در راسش بود، نظام نبود؟‌
حکومتی که حضرت حسین قرار بود راه بیندازد و …، نظام نبود؟ 

آیا فقط نظام ِولی فقیه، «نظام» است؟
حفظ آن حکومت‌ها که راسش امام معصوم بوده، به هر قیمتی لازم نبوده. هدف وسیله‌ را توجیه نمی‌کرده، ولی برای ما توجیه می‌کند؟ کاش یک نفر بیاید و این دو را برای ما جمع کند. ما که چیزی دستمان نیست. برای این دوستان که برای حفظ نظام(؟!) مورد علاقه‌شان،
به هر عمل خلاف شرع و عرف و عقل و اخلاقی دست می‌یازند، تازه بعدش احساس تقرب به خدا و  احساس انجام تکلیف شرعی و سربلندی از آزمون الهی هم می‌کنند.
درد از این بزرگتر هم می‌شود مگر؟
یکی به ما بگوید بالاخره هدف وسیله را توجیه می‌کند یا نه؟‌
هدفی مثل «حفظ نظام»، بالاخره توجیه کننده‌ی این رفتارها هست یا نه؟
کلمه حق یراد بها الباطل؟

مصلحت اندیشی هم بی گمان در چارچوب هایی اسیر است و این طور مطلق و رها نیست که هرغلطی خواستیم بکنیم و بگوییم مصلحت اندیشی بود. مصلحت اندیشی هم اتفاقا در ذیل دین و دستورات دین مشروع است. گرچه گاهی تعارضی با صورت برخی احکام داشته باشد و بصیرت و دقت نظر بسیار در تشخیص صحیح مطلب و به بیراهه نرفتن لازم دارد که خدا بدهدمان.

۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه

دستتان درد نکند

مردم آرام گفتند نه‌ و ايشان كتك زده مردم را،‏
ايشان كشته از مردم، ايشان خانه‌های مردم ريخته،‏
با مسلسل توی خانه‌ها هم حمله كردند،
اين همه وحشيگری كردند...‏
‏"امام خمینی، آذر ۵۷، صحیفه نور، ج۵، ص۲۴۷"‏

‏ ‏
‏‏ ‏
‏‏‏66
- حضرت آيت الله خامنه ای
تبريک عرض می کنم. روز ۱۳ آبان بسيار عالی مردم را سرکوب کرديد. دست ‏تان درد نکند. دست ماموران تان درد نکند. تنهايی برنامه ريزی کرديد يا کسی هم کمک تان کرد؟ نه، گمان ‏نمی کنم به کمک کسی نياز داشته باشيد. حقّاً کارتان عالی بود. کار ماموران تان عالی بود. ميخ اسلام را ‏محکم بر فرق سر مردم کوبيديد.
آن دخترک که باتون اسلام عزيز بر گيجگاهش خورد و بر کف پياده رو ‏پخش شد بی گمان يک مسلمان تمام عيار خواهد شد. حضرت پيغمبر هم لابد اين طور ميخ اسلام را در شبه ‏جزيره ی عربستان کوبيد. ما که نمی دانيم؛ شما می دانيد و طبق سيره ی ايشان لابد عمل می کنيد. احتمال می ‏دهم وقتی آن پيرزن بر سر مبارک اش خاکستر ريخت، ايشان مامور فرستاد تا با باتون بر سرش بکوبد و به ‏سمتِ اسلام هدايت کند. اين ها را روی کارهايی که شما و ماموران تان انجام می دهيد عرض می کنم چون ‏شما به گفته ی خودتان در حال پياده کردن اسلاميد. دست تان درد نکند. خيلی قشنگ پياده می کنيد.
من فکر ‏نمی کردم بتوانيد به اين خوبی قال اعتراضات را بکنيد. واقعا بايد به شما تبريک گفت که اشتباه شاه را مرتکب ‏نمی شويد و به مردم رو نمی دهيد؛ تبريک گفت که مثل ۱۸ تير که عکس تان را آتش زدند و بغض گلوی تان ‏را گرفت، دچار بغض نمی شويد. يک کم پوسترتان را از جا کندند و بر سطح پياده رو افکندند و لگدمال تان ‏کردند، و اين ها اصلا برايتان مهم نبود و حفظ کيان اسلام و از اسلام مهمتر نظام برايتان مهم بود که آن را ‏حفظ کرديد. يک چند به عمر چند روزه ی حکومت تان افزوديد. واقعا چنين حکومت کردن خيلی مزه دارد. ‏خيلی لذت دارد. چند ميليون انسان بخروشند که شما را نمی خواهند و شما اصلا به روی مبارک تان نياوريد. ‏جدّاً تبريک می گويم به اين همه همت. به اين همه عزت که به روحانيت و مذهب تشيع بخشيديد.
سعی تان ‏مشکور باد.


رهبرا، شکایتی دارم


 65 -  رهبر عزیز گرانقدر، با شما و مشاوران شما سخنی داشتم که هر چند گفتنش شاید آب به آسیاب دشمن خواهد ‏ریخت ولی هر چقدر خواستم که ننویسم و نگویم تاب نیاوردم و شاید گفتنش جلوگیری از رفتن به مسیری ‏باشد که در انتخاب آن اشتباه کرده ایم . امیدوارم این شکایت و افسردگی مرا بعنوان یکی از میلیونها بسیجی ‏و فدائیان راه ولایت که لحظه ای در جهت حفظ این نظام مقدس از راه ولایت و پشتیبانی از ولایت فقیه غافل ‏نشده بپذیرید و چاره ای برای برون رفت از این وضعیت بحرانی هر چه زودتر بیندیشید. 
روز شنبه نهم ‏آبانماه جلسه ای در پایگاه بسیج به دعوت فرمانده پایگاه داشتیم که در آن جلسه، راهکارها و روش های ‏مسالمت آمیز برخورد با اغتشاشگران مراسم 13 آبان از سوی فرمانده پایگاه قرائت شد. و در پایان جلسه ‏یک ساعت ونیمه از سوی فرمانده به هر یک از اعضای فعال بسیج پایگاه مبلغ چهارصد هزار تومان ‏به صورت چک پول نقدا پرداخت شد که رسید آن نیز گرفته شد که پرداخت این مبلغ در پایان چنین جلسات بی ‏سابقه بود. مهمتر از آن فرمانده پایگاه اعلام کرد که پس از گذر از 13 آبان به ازای دستگیری هر یک از ‏اغتشاشگران و همچنین ارائه مدارکی مستند بر اغتشاشگری افراد مذکور که می توان با همراه داشتن چند شاهد ‏بین خود و یا دوربین فیلمبرداری و یا عکسبرداری این مستندات را در هنگام اغتشاشگری و دادن شعارهای ‏ضد انقلاب تهیه کرد، مبلغ دویست و پنجاه هزار تومان تشویقی برای هر یک اغتشاشگر دریافت خواهید کرد‏‏.‏
از فرمانده پایگاه پرسیدم که این مبالغ از کجا تامین می شود؟ ایشان با اینکه نخواستند فاش کنند ولی بدلیل ‏پافشاری من فرمودند از نمایندگی بیت رهبری در سپاه. حال با این تفاسیر از رهبرم سوالی دارم.
رهبر من ‏
اگر منبع این تشویقی ها شما یا اطرافیان شما هستند آیا فکر نمیکنید مشاوران و اطرافیان شما در این امربه ‏شدت دچار اشتباه شده اند. آیا این حرکت هر چند که خیرخواهانه است ولی توقع تعدادی از بسیجی ها را در ‏مقابل کاری که بیشتر و فقط به خاطر حفظ آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی و پیشرفت آن است انجام ‏می دهند بالا نخواهد برد؟  آیا این حرکت کوچک کردن رسالت و حرکتی که ما بسیجی ها برای سربلندی ایران ‏اسلامی انتخاب کرده ایم و اکنون در خیابان های تهران و شهرهای مختلف با دشمنان آن دست به گریبان هستیم ‏نخواهد بود؟ آیا این نرخ گذاری عملی شایسته است؟ آیا در جبهه های جنگ حق علیه باطل ما برای پول و ‏مادیات از جان خود گذشتیم و به خط مقدم جبهه ها هجوم بردیم؟ آیا آن زمان سخن از پول و مادیات بود؟ ای ‏کاش مشاوران رهبرم قبل از این حرکت که به نظر من نسنجیده صورت گرفته تاملی می کردند تا اینگونه شاهد ‏فیلم هایی که در 13 آبان در صدر خبرهای جهان قرار گرفته نباشیم. اینچنین که من دریافته ام این مبالغ ‏تشویقی نیز به یگانهای ویژه نیروی انتظامی و بعضی از ارگانهای دیگر ارائه شده که اینچنین تعداد ‏دستگیریها و درگیری و خشونت در 13 آبان در نقاط مختلف تهران را بالا برد.
من خود شاهد بودم که برای ‏افزایش تعداد دستگیری ها در 13 آبان فرمانده بسیج یکی از مناطق تهران با همکاری تعدادی از پرسنل یگان ‏ویژه نیروی انتظامی پارکینگ منزل خود را تبدیل به یک بازداشتگاه موقت کرده بود که در عصر 13 آبان ‏بیش از 2 مینی بوس افراد دستگیر شده اعم از زن و مرد به بازداشتگاه سپاه انتقال دادند. آیا این یک نوع ‏افراط و تفریط نیست؟ آیا نباید فکری برای صورت مسئله کرد؟ تا کی اینچنین رفتار کنیم؟‏

رهبرم
شاید نباید این اطلاعات را در اینجا می دادم. شاید هم از کرده خود پشیمان شوم. اما نمی دانم شکایت ‏خود را از مشاوران شما به کجا برم؟ چگونه می توانستم حرف دل خود را به شما بازگویم. رهبرا، چاره ای ‏اندیشه کنید که دیگر اینچنین نشود. خواهش میکنم. استدعا دارم که مادیات را در راه حفظ نظام وارد این ‏وظیفه مقدس نکنید.‏

به خدا قسم که وقتی که فیلم هایی را از اهانت و بی حرمتی فریبخوردگان به محضر شما و آقا امام زمان (عج‏‏) دیده ام من و خانواده ام اشک از چشمانمان جاری شد. چرا باید به اینجا برسیم که در داخل کشور شاهد ‏اینچنین رویدادهایی باشیم که حتی در کشورهای مسلمان و حتی غربی جرات چنین کاری را به خود نمیدهند؟ ‏آیا این نتیجه همان افراط و تفریط در برخوردی نیست که در روزهای اخیر علیه تعدادی از مردم فریبخورده ‏به کار بسته ایم؟ ای کاش مشاوران شما راهی مسالمت آمیز را برای برون رفت از این فاجعه توصیه کنند نه ‏اینچنین با پول حرمت بسیج و بسیجی و هر آنکه در برابر این نظام وظیفه ای را دارد بشکنند. ای کاش ‏مشاوران و خود عزیز گرانقدر شما راهی را برای برون رفت از این برهه زمانی را پیشنهاد کنید که در آن ‏طلیعه و روشنایی “وحدت” و “همبستگی” بین مردم دیده شود و نه تشویق برای رویارویی.‏

به امید وحدت و یکپارچگی مردم ایران اسلامی در دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی
 
سرباز کوچک شما و فرزند شهید مصطفی مهدوی نیا



۱۳۸۸ آبان ۱, جمعه

بنیاد جامعه ای که بیمناکان بریده بریده سخن گویند، رو به ویرانی است


64 - گمشده امروز ایران ما ، رحمت است . رحمتی از جنس رحمت الهی . اگر این رحمت به میان ما راه یابد ، پنجره های بسته گشوده می شوند ، لبخندهای رفته باز می گردند ، بغض های فروخورده فراری می شوند ، اشکهای سوزنده سترده می شوند ، زندانها از زندانیان شرمگین می شوند ، دشمن حساب کار خود می کند ، ودوست به مرتبه خود باز می رود . آسیبی که ما امروزه همچون تن پوشی به تن کرده ایم و به آن می بالیم ، از همین فروهشتن رحمتی است که برکاتش به هیچ گرفته شده و بازارش از رونق افتاده . رحمتی که از عقلانیت الهی آب می خورد و در بارشی از نجابت پروردگاری تن می شوید . 

چه می شد اگر مالک اشترنخعی از نیمه راه مصر به میان ما می آمد . با همان عطری که از علی داشت . و باهمان فرمانی که با خود به مصر می برد . به جمهوری اسلامی ایران که می رسید ، با استقبال با شکوه مردم و رهبر ما روبرو می شد . فرمان علی را تکثیر می کرد و به دست هر زن و مرد و مسئولی ، نسخه ای هدیه می داد . به بیت رهبری هم می رفت و از باب تبرک ، اصل عهد نامه را به رهبر ما نشان می داد . رهبر ما عهدنامه را می بوسید و بر چشم می نهاد . مالک به رهبرما می گفت : سید علی عزیز ، ای همنام مولای ما ، این عهد نامه برا ی تو هم هست . تو هم مالک اشتر علی هستی در ایران امروز . آن کن که باید بکنی ! 

مالک که باز می گشت و به راه خود می رفت ، هرکدام ما به فراخور حال ، به سروقت نکته ای و جمله ای از علی می رفتیم و کام خود به شهد و حلاوت آن مفاهیم نورانی برمی آوردیم . و رهبر ما – خامنه ای عزیز – به این گفته های علی دل می سپرد و با غواصی در آن ها ، رحمت گمشده سرزمین ما را به ما باز می گرداند . ببینیم علی (ع) برای خامنه ای ما چه نوشته است : 

 " (ای سید علی) بگذار حکومت ها هرچه می خواهند بگویند . حکومت ما معتقد است که هرگز کشوری خراب نشود مگر آنکه مسئولان آن کشور با دست جور تیشه برداشته و کاخ سعادت ملت را برسرتهی مغز خویش ویران کنند . 

 (ای فرزندم ) بیا تا داستان حاکم ظالم را و اندیشه ناپاک ستمگر را – آنچنانکه خود فهمیده ام – برای تو بگویم : فرد تیره بختی که همیشه سود خویش را در زیان دیگران می بیند . و بجز خویشتن کسی را دوست نمی دارد . خدای را نمی شناسد و ازننگ رسوایی حذر نمی کند . فردی که برای مدتی زمام امور را دردست گرفته و فکر می کند در همین فرصت کوتاه باید با تمام نیرو از آن قدرت استفاده کند و برای فردای خود ذخیره کند . او فردی بیدادگر است و تو می دانی که بیدادگر را مهلتی طولانی نیست ..... 

ای فرزندم ، مسئولان حکومتی معتقدند اگر در انجام امور مملکتی مرتکب کبر و نخوت شوند معذورند . چرا که فکر می کنند به انجام تکلیفی بس بزرگ مشغولند و این کبر شاید طبیعت حکومت باشد . از جانب من به این مسئولین مغرور و خود خواه بگو : شما با همه تلاشی که در انتظام امور کشور بکار می بندید ، اگر در خلال عمل ، کوچکترین دلی را بیازارید ، وظیفه خود را ناقص انجام داده اید و در پیشگاه عدل خدا و در نزد امیرالمومنین مسئول خواهید بود ... 

 ای والی ایران ، سازمان حکومت تو باید چنان شکل گرفته باشد که ضعفا و بیچارگان ، از تشکیلات حکومت تو نهراسند و هنگام عرض تظلم و دادخواهی ، حتی به لکنت زبان و اضطراب خاطر دچار نشوند . 

 ای سیدعلی ، تا همیشه این سخن گهربار پیغمبر نازنین در گوش من طنین انداز خواهد بود که با آهنگ دلنواز کلام خود بارها به من می فرمود : هرگز به رستگاری نمی رسد جامعه ای که در آن مستمندان و ضعفا نتوانند حق خود را از نیرومندان بدون کوچکترین تشویش خاطر باز گیرند . بنیاد جامعه ای که ضعفایش بهنگام عرض تظلم همانند بیمناکان بریده بریده سخن بگویند ، رو به ویرانی است . از آن ملت تا به رستاخیز خشنود نیستم و پروردگار من نیز هرگز از آنان خشنود مباد ..." 

ما از رهبر خود می خواهیم که با نگاه به شان مالک اشتری خود ، ریز به ریز این مفاد را برما مقدر فرماید . اکنون ، در این کشور ، دلهای بسیاری لرزیده و ترسیده و شکسته و دریده شده است . خون چندین بیگناه برزمین ریخته شده . مردم از حکومت و مسئولان شکایت دارند و شکایتشان هم بجایی نمی رسد . در جمهوری اسلامی ایران ، زبان مردم بهنگام تظلم به لکنت می افتد . صداوسیما از مردم و از سخن مردم واهمه دارد و حقیقت را به نفع مسئولان خاطی وارونه می کند . دستگاههای دولتی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران ، مردم را – همان بیچارگان را – به خودی و غیرخودی تقسیم بندی کرده اند . کشور از رشد و بالندگی باز مانده است . مسئولین ، مردم را در میانه مصرف و اعتیاد و بیکاری و حراج ثروتها و فرصت های از کف رفته معلق نگاهداشته اند . ما شکایت این نامردمی ها را به کجا ببریم جز به در خانه سیدعلی خامنه ای عزیز که باید مالک اشتر زمان ما باشد و داد ما بستاند ؟ 

شرمنده ام که بگویم : فرمان علی در این ملک خاک می خور

از وبلاگ محمد نوری زاد 

۱۳۸۸ مهر ۲۸, سه‌شنبه

در کدامیک از ادیان الهی، شکنجه برای اعتراف مجاز است؟

63- آقای خامنه ای؛
اگر ایران بودم فکر نمیکنم هیچ گاه جرات پیدا می‌کردم این نامه را بنویسم چرا که بارها برایم ثابت شد که چشمانی همواره مرا می‌نگرد. همواره احساس می کردم خط تلفنم شنود است و ماموران امنیتی از هر طریقی مرا کنترل می‌کنند همانطور که این کار را با بسیاری از هموطنانم انجام می‌دهند.
اما خدا را شکر الان در کشوری هستم که با خیال راحت می‌توانی حتی علیه بلند پایه ترین مقاماتش بنویسی و علنی صحبت و انتقاد کنی و کسی هم حق ندارد به تو بگوید چرا؟ چه احساس خوبی است وقتی مطمئن هستی هیچ چشمی دزدکی در حال پائیدن تو نیست حسی که من و بسیاری از دوستان و هموطنانم در ایران از آن محروم بودیم. ای کاش بقیه دوستانم نيز چنین احساس خوبی را تجربه می‌کردند. اما متأسفانه شاهد هستيم كه مردمِ ایران اينك بیش از گذشته درگیرِ حس دردناک عدم امنیت به خصوص عدم امنیت روانی هستند.
در حال حاضر بیش از هر چیز نگران هموطنانی هستم که بعد از انتخابات هم اكنون در سلول های انفرادی، تحت شدیدترین شکنجه ها و تفتیش عقاید هستند. تفتیش عقاید در قرن 21 و حتي فجيع تر و هولناك تر از زندان‌های قرون وسطی!!!
 
آقای خامنه‌ای،
آیا اگر علی (ع) زنده بود اجازه می‌داد مردم بیگناه را در زندان هایی که امروز تبدیل به قتلگاه شده‌اند، تحت سخت ترین شکنجه های جسمی و روانی قرار دهند تا برعلیه خودشان شهادت دروغ داده و فیلم اعتراف ضبط کنند؟
در كدام يك از اديان الهي و در كدام يك از كتب مقدس آمده است كه خلق خدا را مورد شكنجه و آزار قرار دهيد؟ به خلق خدا تجاوز كنيد و آنها را مسموم كنيد؟ چه طور خود را جانشین و وارث حکومت او می‌دانید وقتی نه تنها در مقابل چنین جنایاتی سکوت می‌کنید بلکه چشم تان را هم می‌بندید انگار که ندیده‌اید.
آیا جرم سازی و مدرک سازی منصفانه است؟ تهدید و ارعاب و شکنجه زندانیان برای مجبور کردن آنها به اعتراف عادلانه است؟ چرا هیچ کس، حتی شما بر کار این گروه جاهل و فاسد که هم اکنون در حال کشتارهای دسته جمعی و قتل های خاموش در سلول های مخوف امنیتی هستند، نظارتی ندارید؟ چرا معترضین به ظلم را به دست ظالمین می‌سپاردید؟ این چه عدالتی است؟
خدا را شکر امروز به یمن ارتباطات گسترده اینترنتی و ماهواره ها هر خبری در دنیا به سرعت می‌پیچد. امروز همه دنیا می‌داند که پرونده‌های امنیتی به دستور چه کسانی باز شده و پیگیری می‌شود. اگر تایید می‌کنید که هیچ، تکلیف معلوم است اما اگر اظهار بی اطلاعی می‌کنید پس چرا وقتی‌که مطلع‌تان کرده‌اند اقدامی نمی‌کنید و امنیت کشور را به دست عده‌ای طالباني سپرده‌اید که مصالح و منافع ملی برایشان مهم نیست و تنها در فکر گرفتن ترفیع و بستن پرونده های قربانیان به شکلی که خودشان می‌خواهند هستند.
آیا شنیده‌اید که اکثر سئوالات در صدر بازجویی ها از زنان و دختران جوان، درباره مسائل جنسی و روابط آنهاست؟! ما که مرد هستیم و همجنس آنان، از شنیدن چنین سئوالاتی، فشار روانی دردناکی را متحمل می‌شویم چه رسد به زنان و دختران. البته اين تنها بخشي از رفتار كثيف بازجويان بيمار جنسي است. چرا كه رسوايي تجاوز به دختران و پسران در زندان‌ها و فاجعه‌ي كهريزك ديگر در تمام مجامع بين المللي انعكاس يافته است. ولي كمي بينديشيد و منصفانه به خود پاسخ دهيد كه اگر چنين مصيبتي براي اعضاي خانواده‌ي شما رخ مي‌داد چه واكنشي داشتيد؟
به هر حال نوشتم و برایتان فرستادم که اگر روزی گفتید ما اطلاع نداشتیم حداقل من هم یکی از شاهدانی باشم که شهادت می‌دهم، خود من برای شما نوشتم و گفتم جلادان امنیتی چه می‌کنند. اینک شما و وجدانتان و حکومت و عدالت علوی که مدعی پاسداری و اجرای آن هستید و مظلومانی که در چنگال فاسدان فاسقان گرفتارند. والسلام.
 


۱۳۸۸ مهر ۲۲, چهارشنبه

این چه موجود ابوالهول صفتی است که تربیت کرده اید؟

61نحوه رفتار جنابعالی با سازمان ها و نهادهای مولود امام خمینی به عنوان والد، ‏رهبر و پیشوای انقلاب اسلامی ایران که در حکم فرزندان ایشانند، بسیار سوال ‏برانگیز است. از جمله در مورد وقایع اخیر انتخابات نسبت به «سپاه» و «بسیج» ‏و «اطلاعات» کاملا شبه دار عمل شده است. ‏
شما «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» طی بیست سال گذشته از یک «سازمان ‏نظامی، انتظامی و امنیتی و فرهنگی» به «سازمانی برای همه فصول» و دارای ‏سردارانی برای همه کارها و برنامه ها و همه روزها و فصل ها مبدل کرده اید. ‏از کارهای عملیاتی و عمرانی و سازندگی تا تجارت های وسیع و کلان تا برنامه ‏ریزی های مالی و و بانکی فراگیر جهانی و نیز در عرصه های مخابرات و ‏بورس و هواپیما و زمین و دریا. حال اگر قوه قانونگزاری و قضاوت را نیز به ‏آنان تنفیذ نمایید یک سازمان به عرض و طول و ارتفاع و وزن همه حکومت شده ‏است که اکنون رهبر انقلاب و کشور را نیز یارای مقابله با آن نیست. از مولود ‏انقلاب، فرزندی قوی هیکل و جثه ای متفاوت تربیت کرده و به وجود آورده اید ‏که خود را عنصر اصلی و مستقل و بنیانی انقلاب و کشور و ملت می داند و ‏دارای همه تخصص ها و توانایی های سیاسی و داخلی و خارجی و دیپلماتیک و ‏فرهنگی و اقتصادی و تجاری و بازرگانی در همه سطوح و همه محورهاست. ‏
راستی با این مخلوق غول پیکرو ابوالهولی دو دهه رهبری جنابعالی، چه کسی را ‏یارای تدبیر و برخورد و مقابله است؟ ‏
آیا به راستی خود شما با توجه به فربهی سیاسی و اقتصادی و امنیتی این هیکل ‏عظیم الجثه، بر آن مسلط هستید؟ ‏
آیا حقیقتا به این امر اندیشیده اید که پس از فوت جنابعالی این نهاد امنیتی و سیاسی ‏و اقتصادی و نظامی و انتظامی و فرهنگی و دیپلماتیک که نفوذ قضایی و قانون ‏گذاری را هم یافته، چه بر سر این ملت و مملکت و فرهیختگان و سیاستمداران و ‏مراجع خواهد آورد؟
این چه تربیت ناهنجاری است که تربیت کننده هیچگونه قدرت و سلطه و نفوذی بر ‏تربیت شده خویش نداشته باشد؟

62- «بسیج»، این مدرسه عشق امام خمینی و کارگاه ایثارگری و تواضع و فروتنی و ‏خدمتگزاری طی دو دهه رهبری شما به اوج تکبر و گردن فرازی و خود ستایی ‏رسیده تا به آستان «مخدوم بی عنایت» تبدیل شود. این چنین است که همه ثمره ‏طهارت و پاکدامنی و عشق و ایثار و از خود گذشتگی سه دهه انقلاب اسلامی، از ‏شهدای راه فضیلت عبور کرده و به هتاکان و تجاوزگران به عنف در کهریزک ‏نمادین رسیده است. این چنین است که به یکباره رییس «طائب» آن را «توبه ‏نکرده» به راس «سازمانی امنیتی و اطلاعاتی» در سپاه پاسداران منصوب می ‏کنید و این نیروی عظیم ملی را به زیر مجموعه نیروی زمینی سپاه پاسداران ‏تخفیف منزلت و جایگاه می دهید. ‏
سپس ریاست آن را «نقدا» و علی الراس به «سردار نقدی» متهم و مجرم و ‏محکوم به زندان می سپارید. چرا؟ چون علاوه بر خوش خدمتی به ارکان ‏حکومت، از محارم سیاسی و امنیتی شما بوده و تحویل و تحول خواهر گرامی تان ‏به همراه شیخ علی تهرانی داماد مکرم آنجناب را انجام داد؟ ‏
سردار نقدی همان کسی است که شیخ علی تهرانی و خواهر شما را به ایران ‏بازمی گرداند تا آسوده سال های آخر عمر را بگذرانند؛ آنهم پس از سال ها ‏پناهندگی شیخ به صدام و موعظه اسیران ایرانی برای شورش علیه انقلاب ‏اسلامی. ‏
سردار نقدی بی شک به یمن این همه خدمت بی منت ارتقای منزلت می یابد. او ‏پس از خدمت در جایگاه حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی و به زیر کشیدن ‏شهردار تهران آقای کرباسچی در آغاز دولت اصلاحات، به دلیل بسیاری سوء ‏رفتارها و با وجود بهره مندی از رانت های سیاسی، به میمنت و مبارکی محکوم ‏به هشت سال زندان می شود ولی زندانی نشده در دولت مهرورز محمودی به ‏مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب می گردد. ‏
شما چنین کسی را در راس نیروی فرهیخته و عاشق بسیج منصوب می کنید؛ آیا ‏این عزت و منزلت دادن به بسیج، مولود امام خمینی است یا ذلیل کردن آن.‏
دیگر اینکه، سازمان مستقل اطلاعات کشور را که باید به دور از جناح بندی های ‏سیاسی به استخراج و تولید اطلاعات واقعی - و نه دست کاری شده - برای ‏مسئولین بپردازد، در شرایطی قرار می دهید که تمامی نیروهای خدومش قلع و ‏قمع شوند و صرفا به جرم گفتن حقایق و واقعیت ها در روند انتخابات که ذائقه ‏جنابعالی و رییس منصوب جمهوری را تلخ کرده اند، منعزل و منکوب گردند. ‏
به این ترتیب، سازمان یک دست اطلاعاتی و امنیتی به زیر مجموعه سپاه ‏پاسداران تغییر جهت داده و همه ابزارهای سیاسی و اطلاعاتی و امنیتی و نظامی ‏و انتظامی و اقتصادی و بازرگانی و نفتی را جمع کرده و یکپارچه به اصحاب ‏خفیه و قوای قهریه تقدیم و تحویل نمایند. ‏
آیا چنین عملکردی براساس وصیت نامه الهی سیاسی امام خمینی است؟ او که ‏سپردن کار مردم به مردم و امانت به دست اهلش را مورد تاکید قرار داد؟ راستی ‏چگونه به وصیت نامه امام عمل می کنیم آنجا که فرمودند نگذارید مملکت و کشور ‏و انقلاب و حکومت به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. ‏
چگونه ممکن است سازمان مستقل اطلاعات و امنیت کشور وقتی وارد مراحل ‏اضمحلال و دگرگونی شده و به سازمانی زیر مجموعه و امربر تبدیل می شود، ‏قابل استفاده و اصلاح باشد؟ ‏


آیینه شکستن خطاست

60- چندی است جنابعالی موضوع جدید دیگری را در عرصه تئوری های مبارزاتی و ‏چالشگرانه خود قرار داده اید که «عرصه علوم انسانی» است. ‏
روشن است زمانی که نتوان دلایل و استدلال های قانع کننده ای برای افکار ‏عمومی مطرح کرد - تا اقناع شده و دلایل مشکلات را دریابد - به مصداق ‏‏«الغریق یتشبث بکل حشیش؛ انسان غرق شده به هر علف و چوب خشکیده ای ‏چنگ می زند»، شما نیز مستثنی نبوده و با چنگ اندازی به مقوله ای با عنوان ‏‏«علوم انسانی» می خواهید مشکلات مدیریتی و تدابیر جاهلانه منصوبین خود را ‏به گردن ظالمی مجهول، دشمنی غایب و مقصری مرموز بیندازید.‏
این چه ظلم فاحشی است که جنابعالی بر انباشته تجربه بشری روا می دارید؟ آیا ‏اینکه علوم انسانی را از منظر «علم» بودن آن مورد هجمه قرار می دهید و یا ‏‏«انسان بودن و انسان شدن انسان» را هدف گرفته اید، با عدالت و علم باوری ‏نسبتی دارد؟
ظاهرا بیداری و آزادی ملت ایران را از منظر آگاهی و علم و روح و روان انسان ‏بر نمی تابید و احساس می کنید آگاهی بیشتر بر رفتار فردی و جمعی آحاد ملت ‏تاثیر می گذارد و آنان را هشیار و آزاد می سازد و از بیعت بی چون چرا و بی ‏سئوال و جواب به پرسشگرانی حق طلب و حقیقت خواه مبدل ساخته است. ‏پرسشگرانی که در آیینه ای تمام نما حقیقت را یافته اند و با پرهیز از خشونت و ‏پایداری بر احقاق حق و عدالت، انگشت اشاره خود را به سوی خطاها نشانه گرفته ‏اند. پر واضح است که تصویر رفتار حاکمان در آیینه دل و روح ملت - اگر ‏برمبنای عدالت مشفقانه نباشد - بسیار زشت و کریه است و خودکامگان آن را بر ‏نمی تابند و از آن روی برمی گردانند. ‏
این «اعراض و رویگردانی» بر «اعتراض همگانی» خطای فاحش و مضاعفی ‏است که بر حاکم سزاوار نیست. زیرا «خود شکستن» فضیلت است و «آیینه ‏شکستن» خطاست. ‏
تصویر آیینه ای حاکمان در جام دل ملت حقیقتی غیرقابل انکار است و این وادی ‏در علوم انسانی را هیچ تقصیری نیست، چه اثبات پذیر باشد و چه ابطال پذیر، چه ‏درست باشد و چه غلط. آیا براساس تجربیات تاریخی تصدیق نمی کنید که صحت ‏و نادرستی رفتار حاکمان در قلب و دل ملت به گونه ای دیگر طراز می شود؟
‏ ‏


۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه

به جای فیلتر کردن، پاسخگو باشید

58 - خوشبختانه یا متاسفانه به دلیل آزادی نزدیک به مطلق و یا آزادی مطلقی که دراین مملکت برای جناب رییس ‏جمهور منصوب و جناب استاد اعظم ایشان وجود دارد، این سایت هم به سایت های ممنوعه تبدیل شد و فقط ‏باید از طریق فیلترشکن به آن دسترسی پیدا کرد. ‏
راستی مگر جز سوال توام با حفظ احترام چیزی از لابلای این سوالات مطرح شده بود که به ساحت مقدس ‏سلطانی پسندیده نیامد؟
جناب آقای خامنه ای ‏
‏ حضرتعالی و یارانتان و حتی پیروان و منصوبانتان تاب سوالات زمینی و دنیوی خلق خدا را ندارید و به ‏جای پاسخ گویی فقط صورت مسئله را پاک می کنید. پس چگونه از پس سوالات خالق عز و جل و رب ‏العالمین که عالم مافی الضمیر شمایان است برخواهید آمد؟
‏ حداقل برای آماده سازی اخروی اندکی با پرسش های خلق خدا که عیال الله هستند آمادگی نسبی می یافتید. ‏اگر چه فرموده اید هیچ کجای دنیا آزادی مطلق موجود در این کشور وجود ندارد ولی اگر خوب بنگرید می ‏بینید این آزادی مطلق ریشه در همان ولایت مطلقه دارد که فقط حضرت عالی به عنوان استاد اعظم و امیر ‏نظام و رییس جمهور منصوبتان از آن برخوردارید و هیچکس را یارای پرسش از شما و شما را تحمل پاسخ ‏گویی نمانده است. راستی ولایت مطلقه یعنی آنکه همچون سلاطین پاسخ گوی اعمالتان برای مردم نباشید؟ اگر ‏چنین است که بهترین نوع عدم پاسخگویی و اختناق سیاسی را در آن رژیم داشتیم، پس چرا انقلاب کردیم؟ آیا ‏انقلاب کردیم که دیکتاتوری تاج و شنل و چکمه را به عمامه، عبا و نعلین تبدیل کنیم؟ ‏
59- امام جمعه منصوب شما و فقیه شورای نگهبان منصوب شما و عضو خبرگان رهبری که با نظر شما و رای ‏مردم ناچار انتخاب شده است، یعنی آقای احمد جنتی که معلولیت کبر سن هم بر او مضاف شده است در نماز ‏جمعه روز سوم مهرماه 1388 گفت اگر قوه قضاییه در مقابل آشوبگران از خود اقتدار و توان نشان ندهد، ‏مردم خود پاسخ آشوبگران را خواهند داد و آنها را به سزای اعمالشان خواهند رساند. ‏
راستی شما را چه شده است که ارکان قدرتتان به رغم مطلق بودن، در عمل احساس ناتوانی می کنند؟ آیا این ‏به مفهوم حاکم شدن یک آنارشیسم و هرج و مرج مطلق نیست؟
این چه نوع حکومتی است که به رغم یک دست بودن، تابع بودن، بی اختیار بودن و منصوب بودن هنوز هم ‏میل سلطانی شما اینگونه فوران می کند و از مغز خشکیده پیرمردی رهنمود طغیان مردم علیه مردم را سر ‏می دهید؟ چرا چشم و گوشتان را بسته اید؟ نمی دانید که آتش این نوع جواز قتل و هدم و تخطئه را صادر می ‏فرمایید؟ مگر دقت در احوال پیشنیان و سرنوشتشان وعبرت گرفتن از آنان دستور امیر المومنین علی (ع) ‏برای اهل تقوی نبوده است؟ ‏
آیا شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل را نمی بینید؟ ‏



۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه

قیاس مع الفارق می فرمایید

57- در مورد خطبه های نماز جمعه 20 شهریور شما، سوالات زیادی مطرح است. 
بسیاری معتقدند که در هم ریختگی استدلال شما در همه سخنرانی های پس از انتخابات 22 خرداد مشهود است. به نظر می رسد این درهم ریختگی ریشه در خطای پنهان شده شخصیتی و نفسانی و نیز کبر سن و ضعف قدرت استدلال و آشفتگی ناشی از شکست ها و خطاهای پی در پی شما دارد. هر یک از این امور خود بخود طبق نظر فقها و مجتهدین سبب اسقاط مرجعیت دینی شما شده و خواهد شد و شاهد آن رویگردانی جمعیت بی شماری است که هر روز از شما اعراض و به مجتهد دیگری رجوع می کنند.
این امر همچنین نشان از ناپرهیزگاری نفسانی و باطنی و ریشه در کبر و خود بزرگ بینی دارد و متاسفانه  ذره ای از تواضع و فروتنی مومنانه در شما مشاهده نمی شود.
خود را با امیر مومنان و حکومت وی مقایسه کرده اید؛ اما «اول من قاس الشیطان» اولین کسی که مقایسه نفس نمود شیطان به دلیل تکبر و خودپسندی اش بود. شما از وجه شباهت اسمی «علی» و «سیادت نسلی» و «حکومت عصری» بهره برده و همگان را تشویق به تبلیغ خود می کنید. دقیقا مانند حکومت و قیام المهدی در سودان که طرفدارانش به دلیل شباهت اسمی او را منجی آخرالزمان می دانستند و تبلیغ می کردند و البته المهدی هم ازاین امر راضی و خرسند بود. اما ...
در کجای حکومت امیر المومنین علی (ع) به جوانان اعم از دختر و پسر به دلیل مخالفت و عدم موافقت و برای گرفتن اعتراف، تجاوز شد؟
در کجای حکومت علی (ع) درب خانه او بر روی مخالفانش بسته بود و علی ذهن شیعیان را نسبت به آنان مشوش و آشفته می کرد و طرفدارانش را به ریختن خون بی گناهان تشویق یا دستور می داد؟
در کجا علی (ع) اراذل را بر افاضل مقدم داشت و از روی خودشیفتگی و خودپسندی و به نام حفاظت ازاصولگرایی، همه اصول اخلاقی و انسانی را زیر پا گذاشت؟
در کجا علی (ع) بر روی کسانی که می خواستند درچارچوب های موجود فعالیت کنند ابتدائا شمشیر کشید و خون آنان را ریخت؟
در کجای حکومت علی (ع) رانت خواری اقتصادی آنچنانکه امروز در حکومت شما برای اصحاب و یاران دولت منتصب و نظامیان مجاز است، رایج بود؟ 
در کجای حکومت علی (ع) مخفیانه به دولت ها و کشورهای همسایه نیروهای فتنه جو و جنگ طلب گسیل می شد، مانند آنچه که معاویه می کرد و در حکومت شما نیز مشاهده می شود؟
این چه نوع قیاس مع الفارقی است که شما و یارانتان برای تطهیر خود و شستن دست های خون آلود به جای توبه و ندامت انجام می دهید. در مقابل چه کسانی گردن فرازی می کنید و هل من مبارز می طلبید؟ در حالی که همه را با ترس از هتک حیثیت، زندان و اعتراف گیری و  قتل و شکنجه به سکوت واداشته اید؟
در بخشی از سخنانتان گفتید که نزدیک بودن به پیامبر خدا (ص) و سبقت و سابقه در ایمان آوردن هیچ فضیلتی نیست. شما با این استدلال، نحوه اعراض و رویگردانی خود از موسس و والد انقلاب اسلامی را توجیه می کنید. غافل از آنکه این سخن، همان استدلال شیوخ سقیفه بنی ساعده است که گفتند برای علی در تقدم به اسلام و خدمات و نسبت نزدیک با پیامبر (ص) هیچگونه شرافت و فضیلتی وجود ندارد. 
جناب آقای خامنه ای 
وقتی ذهن پیر و فرتوت و شکست خورده  ولیکن متکبر و خودشیفته می خواهد در دفاع از خود بر آید اینچنین به هر حشیشی متشبث می شود. 
می خواهید از رفتارهای دهه اول انقلاب در جهت تثبیت خود روایات مستند تعریف کنید؟ به شما سرنوشت «سید مهدی هاشمی» برادر داماد آیت الله منتظری را یادآور می شویم که در رژیم شاه به دلیل خودشیفتگی و به اصطلاح انقلابی گری فرمان قتل سید مظلوم اصفهانی را داد و دهسال بعد در جمهوری اسلامی با پیگیری مردم مجازات و اعدام شد. آیا فکر نمی کنید شما و آنان که دستور قتل بی گناهان معترض را دادید، روزی باید پاسخگو باشید؟ 

ای کاش به آنچه می گفتید عمل می کردید

56- جناب آقای خامنه ای،
بنده هم مانند بسیاری سخنان شما را در روز جمعه 20 شهریور شنیدم. اغلب صحبتهای شما سخنان خوبی بود. اما ای کاش همین سخنان را عینا کسی برای شما از روی متن بخواند و شما پیش وجدان خودتان قضاوت کنید که چقدر به آنها عمل می کنید. هرچند بند بند سخنان شما جای پاسخ دادن و بحث کردن دارد، اما من یک کلمه می گویم که ای کاش به آنچه به عنوان منش نظام اشاره کردید عمل می کردید. و حتی می گویم ای کاش مثل بسیاری موارد دیگر این نبود که اینگونه خوب سخن بگویید، اما در عمل دقیقا عکس آن را عمل کنید.
فقط می خواهم یک نمونه ذکر کنم : شما به منش حضرت امیرالمومنین علی (ع) اشاره کردید که ایشان تا حد ممکن با مخالفان خودش و حتی دشمنان خودش مدارا کرد و فرمود تا ميتوانيم با تسامح، با سماح، با خوشرفتارى، حق را به حقدار برگردانيم، احقاق حق بكنيم. اگر ديديم چاره‏اى نماند، زير بار حق نميروند، آن وقت «اخر الدّواء الكىّ». يعنى آخرين چاره را ديگر با قاطعيت انجام ميدهيم. تا آنجائى كه ممكن است، با دارو و مرهم‏گذارى عمل ميكنيم براى اينكه اين زخم را علاج كنيم و شفا بدهيم؛ مرهم ميگذاريم؛ وقتى نشد، آخر كار داغ ميكنيم؛ چاره‏اى نيست.
قطعا منظور شما از بیان این مطلب نقد خودتان نبوده که هرگز چنین سیره ای نداشتید. و یقینا هم این مطلب را صرفا جهت ذکر داستان نقل نکردید. بنابراین تنها دلیلی که می توان یافت این است که منظورتان این است که روش نظام و روش شما هم همین است.
حال می خواهم از شما بپرسم که در جریانات اخیر "مدارا" در کدام رفتار شما دیده شد؟ آیا اینکه در همین تریبون نماز جمعه و قبل از تایید انتخابات توسط شورای نگهبان به شدت از صحت انتخابات و تنها با این دلیل که تقلب بزرگ قابل انجام نیست دفاع کردید و همان موقع به معترضان هشدار دادید که مسوولیت کارهایشان به عهده خودشان است، این مدارا بود؟ و آیا کشتار دهها نفر به جرم اعتراض مدارا بود؟ آیا دستگیری صدها نفر و با آن وضع فجیع و آن حرمت شکنیهایی که از آبروداران انجام شد مدارا بود؟ اصلا من نمی دانم. شما به من بگویید این مدارا کردن در کجای رفتار شما و نظام بود؟ شما کجا مدارا کردید که حالا می خواهید "داغ کنید"؟ اصلا این داغ کردن زخم چگونه است؟ چه کار می توانستید انجام دهید که انجام ندادید؟ ...


۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه

شما را مصادره و محاصره کرده اند

54- نخبگان سیاسی نزدیک به شما به کرات در اظهاراتشان اعلام کرده اند که وقتی جنابعالی خط مشی و میل سیاسی تان نسبت به یک موضوع خاص و یا افراد و اشخاص و یا حرکتی - تحت تاثیر القائات غلط و محاصره اطلاعاتی گروههای اغواگری که شما را مصادره و محاصره کرده اند - جنبه منفی می گیرد، خودتان راسا جرات و جسارت اظهار نظر ندارید. به همین خاطر چنین مواردی را با خطبای جمعه و ائمه جماعات، مداحان، سیاستپیشگان و نظامیان و سردارانتان تشریح  می کنید. به این صورت است که در سایه تبلیغات آنها به میدان می آیید و ضربه آخر را بر پیکر نیمه جان شده آن شخص یا جریان فرود می آورید. این رفتار دوگانه در تشریح و تبیین موضوعات به دور از ذوق کریمانه و مصلحانه یک رهبر دینی و مرجع مذهبی و پیشوای سیاسی است و بیشتر به عملکرد و خصوصیات رهبران مافیایی و سردمداران زر و زور و تزویر می ماند. آیا وقت آن نرسیده است که از عبای دوگانگی و تندیس چندگانگی به رفتار کریمانه و صادقانه و شفاف روی آورید و مومنان و مخلصان را از این همه ابهام و تردید و تشویش و اضطراب و تشکیک که شخص جنابعالی در به وجود آوردن آن راسا موثر بوده اید، برهانید؟ 
آیا زمان شفافیت و یکرویی شما که پیشوای دینی و سیاسی توامان هستید نرسیده تا با سبب جدایی دین از سیاست نشوید؟ اگر چه نتیجه گیری این رفتار شما چیزی جر نفرت و تنافر دین از سیاست نخواهد بود. آیا این رفتار شما آب به آسیاب دشمن ریختن نیست؟ 
55- اخیرا بسیاری از شخصیت های نزدیک به شما از ائمه جمعه و فقهای شورای نگهبان و فرماندهان سپاه طی اظهارات مختلف اعلام کرده اند که حمایت امام خمینی از شخصیت هایی چون مهندس موسوی و یا مخالفتشان با جمعیت های سیاسی و غیرسیاسی مانند انجمن حجتیه مربوط به اطلاعات غلط و کانالیزه ایست که به ایشان می دادند. یعنی امام خمینی را در محاصره افراد دارای اندیشه های غلط و تحت تاثیرآنها معرفی می کردند و شما دراین باب سکوت اتخاذ کردید. حقیقتا اگر امام با آن هوش سرشار سیاسی - که پیش بینی ها و نکته سنجی هایشان بعد از چندین سال و دهه قابلیت تایید را داشته است - حصر پذیر و کانالیزه شدنی و قابل خط دهی از سوی اغیار و مفسدان بود، کانالیزه کردن و خط دهی و اغواء اطلاعاتی شما که بسیار سهل و آسان می نماید و دلایل و شواهد بسیاری بر این امر صحه می گذارد. یعنی تایید می کند که شما از سوی یک جریان سیاسی به شدت مخالف اندیشه های امام محاصره  شده اید و با توجه به وامداری و بدهکاری سیاسی و حمایتی که نسبت به آنها دارید شدیدا به ایشان باج می دهید و در مقابل انحرافاتشان سکوت می کنید. اگرچنین نیست، چرا درهای بیت و دفتر شما فقط بر روی یک جریان سیاسی باز است و برای ورود جریان دیگر سیاسی بیش از 15 سال است که درها بسته و چند قفله شده اند؟ چرا جریان های سیاسی که شما متهمشان می کنید راهی برای دفاع از خود ندارند و شما و آنانی که محاصره و مصادره تان کرده اند، تمامی راهها را مسدود کرده اید؟ شما نسبت به این قطع طریق و قاطعان طریقت سکوت اختیار کرده اید، اما آیا در روز رستاخیز و پرسش و پاسخ نسبت به این امر جوابی دارید؟  

۱۳۸۸ شهریور ۱۴, شنبه

دور باطل اعتبار خبرگان رهبری به دست شورای نگهبان


51- جنابعالی به خوبی می¬دانید که هواداران و دوستان لااقل ظاهری شما در مورد علم و کرامت شما بی¬پروا غلّو نموده و در مورد شما نسبت به اینکه مسجود ملائک شده¬اید و از دایره عصمت اولیاء معصوم برومندید مبالغه نموده و می¬گویند شما بدلیل حجّت شرعی بودن و داشتن نایب امام زمان بودن لازم الاتباع و مفترض الطاعه هستید و مخالفت با شما، مخالفت با امام معصوم و نهایتاً و صراحتاً مخالفت با خداست. آنها بدین گونه منتقدین و مخالفین شما را وادار به سکوت و یا به تعبیری خفه می¬کنند. از سوی دیگر امیرالمومنین امام اوّل و معصوم ثانی و مظلوم اکبر در خطبه-ها و عهد نامه¬ها خود را مصون از خطا نشمرده و ضمن دعوت مردم به حق گوئی منتقداند و مشورت دهی مصلحانه تاکید می¬کنند که «من بالاتر از این نیستم که اشتباه نکنم ، مگر آنکه خدا کفایتم کند- خطبه 216» و نیز در عهد نامه مالک می¬فرمایند «باید نزدیک ترین وزیرانت و مشاورانت از نظر قرب و مقام کسی باشد که بیشترین حرف تلخ را به تو می¬زند و آنگاه که عملی از تو سر زند که خدا از اولیائش دوست ندارد کمترین یاری را به تو می¬رساند. همکارانت را به جدّ بیاموز تا تو را ستایش و تمجید و تملق و چاپلوسی و مدح نکنند». حال سئوال اینست که شما در این سه دهه و خصوصاً طی این دو دهه رهبریتان و آقای احمدی نژاد در این چهار سال و نیز متقابلاً جنابعالی بطور ویژه در این چند سال اخیر، چقدر با این موازین متکامل اخلاق مدیریتی و سیاسی و حکومتی همراه و همآهنگ بوده¬اید؟ آنچه که از دور و نزدیک و از نزدیکان شما و آقای احمدی¬نژاد نقل است، میل بی¬حدّ به مدّاحی و تملق و ستایش است و عدم کمترین تحمل نسبت به انتقاد و مصون نبودن منتقد از گفتار خود. این امر چقدر بر موازین امام و شهید راه عدالت منطبق بوده¬است ؟ 

52- دربازداشت ها و دستگیری های بعد از انتخابات و حوادث مربوطه، نوع برخورد با ایرانی های متهم و مظنون و خارجی های متهم ومظنون به طور کاملا بارز و فاحشی متفاوت بوده است؛ مانند نوع پوشش لباس زندان و یا لباس های عادی. خانم کلوتیلد ریس استاد زبان تبعه فرانسه و خانم نازک افشار کارمند ایرانی سفارت فرانسه به واسطه حمایت ها و وساطت های کشورهای دوست و برادر آزاد می شوند و درمقابل نمایندگان مردم در دوره های سابق مجلس شورای اسلامی، رییس کمیسیون امنیت و سیاست خارجی، وزراء پیشین و مبارزان قدیمی و پیشگام، با وضعی تاسف آور و تحقیرآمیز در صحنه دادگاه آورده می شوند. برخی اشخاص تحت پرچم کشورهای خارجی احترام و مصونیت و اعتبار دارند اما افراد با پاسپورت وشناسنامه ایرانی و جایگاه مسئولیتی نظام بی اعتبارند. این برتری و رحجان خارجی ها نسبت به ایرانی ها و دارندگان پاسپورت ها وشناسنامه های مربوط به دیگر کشورها چه رابطه ای با حفظ اصول عزت وحرمت ملت ایران که بر شما به عنوان رهبر فرض است، دارد؟ آزاد سازی ملوان های انگلیسی را با آن عزت و احترام به یاد آورید. در حالی که خانم زهرا کاظمی خبرنگار دوملیتی ایرانی و کانادایی وقتی به دستور وعاملیت عوامل قضایی به قتل می رسد، به عنوان یک ایرانی معرفی می شود و حکومت و سیستم قضایی ایران از اینکه بگوید او یک کانادایی و دارنده هویت وملیت دوگانه است پرهیز می کند. این تفاوت و برتری علاوه بر اینکه با مفاد تئوریک نفی سبیل و رجحان و برتری بیگانه مغایرت مفهومی و معنایی دارد با اصول حکمت و عزت و مصلحت که جنابعالی داعیه دار و شعار دهنده آن هستید نیز تفاوت روشن دارد. آیا این عزت فروشی و تذلیل هویت ایرانی نسبت به هویت خارجی با عدالت وغیرت و حمایت از ملیت کوچکترین شباهتی دارد؟

53- حلقه و دور باطل اعتبار خبرگان رهبری به دست اعضای شورای نگهبان منصوب حضرتعالی که وظیفه آنها نظارت بر حسن و قبح عملکرد شماست، بیش از دو دهه است که به شدت مورد نقد اندیشمندان سیاسی و تئوریسن های نظامات سیستمی قرار گرفته است. به رغم وضوح فساد آشکار در این دور باطل، جنابعالی نه تنها هیچگونه اقدامی درجهت اصلاح وترمیم آن برنمی دارید، بلکه به طور جد و با تایید نظارت استصوابی چنان در طبل آن می کوبید تا صدایش نگذارد سخن حق به سمع و نظر اهل خبره نرسد. این بی پروایی از آن جهت است که شما خود را نیروی آمر آن مجتهدین می دانید و آنها را به سکوت و تمکین در مقابل خود امر می کنید. اما این از رفتار و کردار و گفتار و پندارعدالت مابانه علوی بسیاردور است. آیا هنوز خود را بی نیاز و مستغنی از نصحیت و امر و نهی نخبگان و خبرگان مجتهد و پرهیزگار می دانید؟ در صورتی که به خوبی می دانید این بی نیازی واستغنا از نظارت و امر به معروف و نهی از منکر قطعا باید از طرف رعیت و نمایندگانشان نسبت به حاکم و اصحاب حکومت صورت گیرد و اگر چنین نشود سبب طغیان و سرکشی در روی زمین می گردد. چنین وضعیتی سبب تولد اخلاقی خودکامه و تفرعنی خودشیفته شده که بقا آن به نابودی نسل ها منجر می شود. به راستی تا کجا چنین به خواب رفته اید؟



چرا نخبگان را حکم به سکوت می کنید؟


48 - روی سخن شما در قدرت نمایی خیابانی با آقایان موسوی و کروبی بود. اما آیا از خود سوال کردید که اولین قدرت نمایی خیابانی توسط فرد مورد تایید شما انجام شد. ایشان به چه حقی جشن پیروزی می گیرند؟ آن هم در تهرانی که رای آقای موسوی بیشتر از ایشان بوده و آن هم در خیابان ها و میدان اصلی شهر؟

49 - با فرض اینکه تقلّب در انتخابات نشده و عدد 24 میلیون در مقابل 14 میلیون مورد قبول حکومت و شورای نگهبانی که بجای بی¬طرفی مصرّاً از آقای احمدی نژاد بصورت آشکار و پنهان و مستقیم و غیر مستقیم جانبداری کرد درست باشد، این نسبت دقیقا با نسبت آرای 11 میلیونی آقای هاشمی رفسنجانی و 17 میلیونی آقای احمدی نژاد برابری می¬کند و به مفهوم ریشه¬داری رای 60% به 40% را نشان می دهد. این نسبت ها علیرغم تفاوت فاحش در کیفیت جامعه پشتیبان، حاکی از توسعه و توزیع این نسبت در خانواده¬های مختلف و بدان مفهوم است که در هر خانواده 5 نفری، 2 نفر بطور قطع دارای جهت فکری دیگری هستند. این¬ها باید با این اختلاف نظر چه در خانواده، چه به صورت محله، شهر و کشور زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند. چگونه است که شما بطور قهرآمیز دائماً نصیحت یکسویه ای نسبت به کوتاه آمدن جناح معترض و مخالف دارید و از جناح برنده بزور و حاکم و طرفدار جنابعالی به انحاء مختلف حمایت و تمکین می¬کنید؟ این توصیه¬های غیرمنصفانه تا کجا می¬تواند به حل و فصل مسالمت آمیز کمک کند؟

50 - جنابعالی در مورد عملکردهای بشدّت اشتباه و خطرناک و ضرر رسان مدیریت آقای احمدی نژاد سکوت می¬نمائید و در مقابل طیف منتقدین و صاحبنظران و عالمان و متخصصین جامعه را هشدار و اندرز می¬دهید و نخبگان را صراحتاً در سخنرانی 29/4/88 عید مبعث به سکوت دعوت و حکم می¬کنید و از آنها می¬خواهید در مقابل آنچه باید بگویند و نمی¬گویند و سکوت می¬کنند و آنچه می¬گویند و نباید بگویند، هشدار می دهید و آنها را در معرض یک امتحان الهی سهمگین و خطرناک می دانید. حقیقت آنست که جامعه و منتقدین و معترضین هم، همین گونه نظر دارند و علما و مراجع و فضلا و اساتید دانشگاهیان و و متخصصین و صاحبنظران می¬گویند در مقابل حکمرانی غیرعلمی و غیراستدلالی و غیرموجه¬ آقای احمدی نژاد از جانب طرفداران و وفاداران شما و ایشان سخت در فشارند که موافق شما و ایشان صحبت کنند و در انتقاد و مخالفت با شما و ایشان صحبت نکنند. پر واضح است که بر طبق نظر صریح آیات قرآن و روایات اسلامی و حکمت¬های ایمانی و ظرفیت دانش¬های بشری، زمانی که دانشمندان و صاحبنظران را مجبور می¬کنیم برخلاف نظر اجتهادی خود سخنی له یا علیه بگویند، ظلم بزرگ و فاحشی را در حقّ عقاید ایمانی و رفتار ملّی و حیثیت و عافیت و سرنوشت ملّت انجام داده¬ایم. این چه سخن گزاف و سخت و سهمگینی است که انتقاد مومنانه مصلحان را بر نمی¬تابانیم و در مقابل آنها را وادار به سکوت و یا قبول سکوت می¬کنیم؟ کجای این امر به عدالت شباهت دارد ؟



سکوت در مقابل عدول از قوانین


45 - احساس وظیفه جنابعالی برای دفاع شما از این دو بزرگوار را باید نوشداری پس از مرگ سهراب دانست. اولا این اولین باری نبود که آقای احمدی نژاد چنین اتهاماتی را به آنها وارد ساخت. دوره قبل هم ایشان با همین ترفند رای مردم را به سمت خود هدایت کردند. پس از انتخابات دوره نهم، جنابعالی از قوه قضائیه خواستید که به اتهامات وارد شده بر مسئولان ارشد نظام رسیدگی کنند اما در طول چهار سال بعد نسبت به این مسئله بی تفاوت بودید. زمانی هم که در مناظره برای بار دیگر این اتهامات به منسوبان شما وارد شد سکوت کردید و زمانی این اقدام را نقد کردید که دیگر کار از کار گذشته بود. به نظر شما آیا بهتر نبود پس از اولین جلسه مناظره بر حسب اخلاق و قانون تذکراتی را به تمام کاندیداها می دادید و آنها را از خروج از دایره اخلاق و قانون برحذر می داشتید؟ آقای احمدی نژاد در این مدت اتهاماتی را به افرادی وارد کرده، آبروی آنها را در معرض حراج قرار داده و از این طریق آراء بسیاری را برای خود خرید. بر فرض محال که صحبت های جنابعالی درباره آیت الله رفسنجانی و ناطق نوری آبروی ریخته شده آنها را جبران کند، آیا فکر کرده اید که آراء خریداری شده از این طریق را چگونه می توانستید جبران کنید؟

46 - جنابعالی به تصریح حضرت آیه الله رفسنجانی که مورد تایید شما هستند، در چهار سال گذشته ایشان را از نقد صریح و مستقیم دولت منع کرده اید. این در حالی است که برخی از اختیارات خود و مهمتر از همه سیاستگذاری کلی نظام و نظارت بر حسن اجرای این سیاست ها توسط قوای سه گانه را به مجمع تشخیص مصلحت نظام واگذار کرده اید. اگر کماکان معتقدید که این وظایف باید توسط مجمع تشخیص مصلحت انجام شود، بگذارید مجمع برحسب وظایف خود عمل کرده و اطلاع رسانی کند، اگر معتقدید دیگر مجمع وظیفه ای در این زمینه نباید داشته باشد رسما این اختیارات را از مجمع پس بگیرید. اگر احساس می کنید اعضاء کنونی به وظایف خود به درستی عمل نمی کنند، آنها را عوض کنید. اما این معنا ندارد که مجموعه ای رسمی که اعضاء آن با حکم جنابعالی مکلف به اموری شده اند، به صورت غیر رسمی از انجام وظایف خود منع شوند. 

47- جنابعالی همواره بر اجرای قانون به خصوص قانون اساسی تاکید دارید، اما در طول چهار سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد چقدر از قوانین عدول شد؟ موضع شما در قبال این امر جز دفاع از آقای احمدی نژاد چه بود؟ آیا ایشان تفکیک قوا را نادیده نگرفتند و در مقام قاضی به متهم ساختن مسئولان نظام نپرداختند. شما که برخی کاندیداها را به خاطر نادیده گرفتن نظر نهادهای رسمی مورد نقد قرار می دهید، مگر آقای احمدی نژاد بارها حکم قوه قضائیه را درباره آقای موسویان نادیده نگرفتند و از تریبون های رسمی و ملی پس از تبرئه ایشان، بر اتهامات قبلی خود تاکید نکردند. مگر ایشان بارها قوانین مصوب مجلس و مجمع تشخیص مصلحت را نادیده نگرفتند. چرا به ایشان به صورت علنی تذکر ندادید تا دیگران هم به خود اجازه ندهند پا از حریم قانون فراتر نگذارند؟



مواضع متعارض


42 - دفاع جنابعالی از آقای احمدی نژاد در دوره ریاست جمهوری نهم را به تعبیر خودتان اینگونه توجیه کردیم که رهبر از منتخب مردم حمایت می کنند تا بتواند در مقابل نقد مخالفین به کارش ادامه دهد و قابلیت های خود را نشان دهد. هر چند کمیت و کیفیت دفاعیات جنابعالی از دولت آقای احمدی نژاد بسیار متفاوت از روسای جمهور قبلی بود، اما به هر روی توجیه شما را پذیرفتیم. این در حالی است که سخنرانی شما در کردستان در آستانه انتخابات دهم، معنای دیگری داشت. این دیگر با دلیل قبلی قابل توجیه نبود و نشان از حمایت های بی دریغ شما از ایشان داشت. این در حالی است که شما در صحبت های خود اشاره می کردید که من تنها یک رای دارم و شاید کسی هم از آن رای خبر نداشته باشد و مردم هر کس به فراخور تشخیص خود رای دهد و عمل او هم در صورت قصد قربت نزد خدا ماجور است. به عقیده بسیاری این دو موضع در تعارض با هم قرار دارد. مگر قرار نبود ارکان نظام به خصوص رهبر آن در انتخابات از شخص خاصی حمایت نکنند تا نمونه ای از انتخابات آزاد محقق شود؟ تعریف دقیق حمایت چیست؟ و آیا اقدامات جنابعالی به خصوص در آستانه انتخابات را می توان مصداق عدم حمایت از کاندیدای خاص دانست؟

43 - جنابعالی همواره دیگران را به مراعات قانون دعوت کرده اید و فرموده اید تا جایی که راهکار قانونی وجود دارد توسل به حوزه اختیارات ولایت فقیه ضرورتی ندارد. بر همین مبنا از شما سوالی می کنیم مگر قانون اساسی بررسی صحت انتخابات را بر عهده شورای نگهبان نگذاشته است؟ اگر چنین است از چه روی جنابعالی در اولین نطق خود پس از انتخابات از صحت انتخابات یاد کردید؟

44 - دفاع جنابعالی از آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجه الاسلام ناطق نوری در نماز جمعه پس از انتخابات اقدام پسندیده ای جهت دفاع از حقوق ضایع شده و آبروی ریخته شده این دو بزرگوار بود. اما سوالی که از شما داریم این است که دفاع شما از این دو نفر تنها به این خاطر است که این دو از منسوبان شما هستند؟ یا به این خاطر است که این دو از مسئولان و به طور عام از شهروندان مملکت اسلامی هستند؟ اگر حالت اول است باید گفت که پس شما هم از امکانات موجودی مثل تریبون نماز جمعه و مقام ولایت خود تنها برای دفاع از منسوبین خود استفاده کرده اید. اما اگر منظور شما دفاع از حقوق مسئولان و شهروندان نظام اسلامی است باید به عرض برسانیم که در دولت مورد حمایت جنابعالی اشخاص بسیاری مورد اتهام قرار گرفتند و سکوت شما در این چهار سال چراغ سبزی بود بر ادامه این مسیر توسط دولت. چه کسی باید پاسخ گوی آبروهای ریخته شده در این مدت باشد؟


آیا آیت الله العظمی سید محمد شیرازی را به یاد دارید؟


38- آیا بهتر نبود نظر و تحلیل وزرای کشور بعد از انقلاب را که تعدادشان از انگشتان دست فراتر نمی¬رود به رغم اینکه از احزاب سیاسی مختلف باشند، بخواهید. آنها طی سی سال نظرات گوناگون ملّت توسط نمایندگانشان و رای را با خود داشتند و عمدتاً افراد صالح و درستکاری بوده ¬اند. آیا این بهتر نبود تا اینکه انتخابات دهم را به دست وزیری بسپارید که حتی با نصف به اضافه یک آرا نمایندگان مجلس به وزارت نرسیده است. وزیری که به دلیل مال اندوزیش در مدت بیست سال رهبری شما به آلاف و الوف رسیده و هیچکس هم نمی¬تواند بر طبق ماده 90 قانون اساسی از وی بپرسید از کجا آورده¬ای؟ او جانشین خلف کسی است که به دلیل مدرک جعلی اش از دانشگاه آکسفورد سبب آبروریزی عمومی از دولت و رهبری شده بود؟ آیا شنیدن دلایل و استدلال های سیاسی و اجرائی سه وزیر کشور (دوره جنگ محتشمی پور، دوره سازندگی عبدالله نوری و دوره اصلاحات موسوی لاری) که همگان مورد تائید امام خمینی و روحانیون مبارز بودند و دلایل محکم و مقتضی را برای تقلّب گسترده و عدم سلامت انتخابات بیان کرده بودند، بهتر نبود؟

39 - چرا بررسی صحت انتخابات و نتیجه اعلام شده را به حوزه های بیطرف و منطقی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا شورای حکمیت متشکل از افراد بیطرف و یا نمایندگان مراجع ذیصلاح، به خصوص پس از احراز عدم بیطرفی شورای نگهبان نسپردید؟

40 - نظر جنابعالی راجع به استقلال قوا و عملکردهای جداگانه (خود قانون گذاری کردن، خود اجرا کردن و سپس خود صحت امر را ارزیابی کردن خطاست) چیست؟ بیانات ایشان را متوجه خود می¬دانید یا رئیس جمهور؟ اگر متوجه جنابعالی است ، پاسختان چیست؟ و اگر متوجه رئیس جمهوری است که تحت مدیریت، تولیت و تنفیذ شماست، تا چه حد صحیح است ؟ 

41 - جنابعالی حضرت آیت الله العظمی سید محمد شیرازی را به خوبی به یاد می آورید. 25 سال حبس در خانه، محدودیت در تدریس و نشر آثار و آزار بستگان نمونه ای از اقدامات نظام با مدیریت مستقیم و غیرمستقیم حقوقی در مورد ایشان بود. اما در شامگاه عید فطر 1422 ق (1380 ش) که ایشان به رحمت خدا رفتند، پیام تسلیتی از رسانه های جمعی منتشر شد که باور کردنش دشوار بود. تعاریفی از ایشان کردید که شاید در وصف مرجع دیگری نکردید. جالب است آیا خبر دارید که در پایگاه خبری شما، آن پیام درج نشده است؟ آیا این بدان معناست که اطرافیان شما درباره نشر پیام های شما تصمیم گیری می کنند؟ یا اینکه جنابعالی رفتار دوگانه وضد و نقیض توام با مصلحت اندیشی و غیر شفاف دارید؟ از اینها بگذریم حتما خبر دارید که با وجود پیام عجیب جنابعالی پس از تشییع جنازه آیت الله العظمی شیرازی نیروی انتظامی جنازه را از بازماندگان ایشان دزدید و در ورودی حرم مطهر حضرت معصومه دفن کرد و اجازه حضور در کنار قبر را نیز به بستگان نداد. این اقدامات با کدامین اخلاق، با کدامین دین، با کدامین قانون تطابق دارد؟


به کجا چنین شتابان؟


35 - راستی مگر بارها از معجزات پیامبر اسلام نگفته¬اید که میان مهاجر و انصار را چگونه وحدت بخشید و جنگ¬های چند قرنه دو طائفه «اووس و خزرج» را چگونه به محبت و ائتلاف و عشق و علاقه و پیوند تبدیل کرد. راستی چه شده است که مدیریت حضرتعالی پس از سه دهه از انقلاب و دو دهه که از رهبری شما می-گذرد وحدت داخلی ملت را که امام خمینی به روش¬های گوناگون حفظ و تقویت می-نمود، با دو دسته سازی «خواص و عوام» و «خودی و غیر خودی» به شکاف و جدایی و نفرت و جنگ و خونریزی رسانده¬اید؟ به طوری که در یک خانواده برادر، برادرش را بفرمان ذوب در ولایت و اطاعت کورکورانه تحقیر و ذلیل و منکوب و حقیر می¬نماید و با سلاح مخفی و آشکار او را می¬کشد؟ تفاوت ایجاد وحدت و محبّت و ائتلاف بین مخالفین تا ایجاد وحشت و دودستگی و جنایت و شکاف بین برادران و مومنین چه هنر مدیریتی برای عدالت و رفع تبعیض و مبارزه با فساد است؟ راستی مگر نه این است که معنی «نفاق یعنی شکاف» و معنی «انفاق یعنی پر کردن شکاف» به کجا چنین شتابان ؟

36- سخنرانی هیجانی روز یکشنبه 24 خرداد ماه احمدی نژاد به عنوان پیروز مبارزه یقیناً در هماهنگی با حضرتعالی بود. چرا که شما روز جمعه بعد آن بر افکار و اعمال او صحّه گذاشته و از دوستی 53 ساله با آقای هاشمی رفسنجانی به خود و عقایدتان نزدیک تر اعلام کردید. در آن سخنرانی صحبت از آغاز مبارزه با بت بزرگ در داخل کشور به میان آمده است. در پایان این سخنرانی و شب هنگام نیز فدائیان ولایت و ذوب شدگان در حضرت شما به خوابگاههای دانشجویان حمله کردند. جنابعالی خوب می¬دانید که خود این سخنرانی زود هنگام و مفاد تحریک و تحقیرآمیز آن منشاء ایجاد تنش و بحران و شکاف و اختلاف ملی شد. راستی بت بزرگ داخلی که آقای احمدی نژاد بشارت آغاز مبارزه علنی و فراگیر علیه ایشان را داد، کیست؟ چرا باید پرچمدار این مبارزه داخلی ایشان باشند؟ آیا شما محدودیت و معذوریت خاصی در این اقدام دارید که چنین امر خطیری را به ایشان محوّل نموده¬اید؟

37- اینکه در مراسم تحلیف¬¬آقای رئیس جمهوری سوگند می¬خورند تا نسبت به اتحّاد ملّت و وحدت ملّی عمل نموده و در مقابل عرض و جان و مال و ناموس مردم دفاع نمایند، سخنرانی روز یکشنبه 24/3/88 که بطور واضح و علنی یک پیشدستی در پیروزی، ذوق زدگی در اعلام آن، خط و نشان کشیدن برای دیگر نامزدها، خس و خاشاک خواندن مخالفین و معترضین که آحاد همین ملّت اند، حملات به مردم، دانشجویان و دست گیری و بازداشت ها و اتهام افکنی، دروغ گوئی، تفرقه افکنی و شکاف و کشتن و عدم مدیریت مصلحانه و سایر اعمال خلاف واضح و روشن ایشان دال بر گذاشتن سوگند زیر پا و گذشتن از آن و عدم تعهد به وعده و عهد، صلاحیّت آقای احمدی نژاد را باطل و عدم کفایت سیاسی و مدیریتی ایشان را اثبات نمی-نماید؟آیا نمی¬خواهید حتی از بخشی از معتقدین صددرصد به شما و مخالفین با ایشان هم نظر و خبر و راه حل بخواهید؟ آیا این به عدالت شباهت دارد؟



اسامه در مقابل طلحه و زبیر!


32- اینکه جنابعالی اختلاف رای 11 میلیونی را به رخ بازندگان جبری این مبارزه ناعادلانه و داوری¬های جانبدارانه می¬کشید و عظمت رای حداقل 14 میلیونی جماعت فرهیختگان مومن که از هوشیاران عاقل جامعه هستند را نسبت به رای مقلّدان تابع و ذوب در ولایت ما ناچیز می¬شمرید، کجایش با عدالت سازگار است؟ عدالت و آزادی و امنیت و عزّت آنست که مخالف و اقلیت آنرا حس و لمس کند و قابل انکار نباشد.

33 - چرا نیمه پنهان مخالف خود را آنچنان تحقیر و ذلیل نمودید که سر به طغیان و اعتراض بگذارد؟ صدایش را آنچنان نشنید ید تا سر داد و فریاد از داد خواهی به آسمان بر دارد.، راستی چرا «سگ ها و سنگ¬ها» ، «و قدارّه¬ها و چماق¬ها» برای شما همه باز است و آزاد و رها برای معترضان به عدالت و انصاف و تبعیض و فساد همه راهها بسته است و دادخواهی ¬ها به جایی نمی¬رسد؟ شما باید منشاء تظلم خواهی مردم و مظلومان باشید و شاهین ترازو و راه¬حلّ برای اختلافات ملت و امّت ، چرا خود را در کفّه مقابل دادخواهان و تظلم خواهان قرار دادید و پیوسته از کسی که مردم از نحوه گفتار و کردار عمل و اندیشه در رنج تعب قرار گرفته¬اند حمایت می¬کنید و به اندازه یک سر سوزن احتمال صحت و درستی برای اندیشه ناموافق با شما، اصالت و حقانیت قائل نیستید؟ هم اکنون که به اقرار صریح تان همه فهمیده¬اند آقای احمدی نژاد به عنوان فرزند معنوی و ایدئولوژیک شما تیغ برّان اندیشه¬های شماست مستقیماً و مستقّلا باید جوابگوی همه زیان ها و خطرات و آثار سوء عوارض اندیشه و گفتار و مدیریت ایشان باشید.

34- بارها حامیان آقای احمدی نژاد او را به «اسامه» صدر اسلام تشبیه کرده¬اند فارغ از آنکه بدانند که اسامه جوان منصوب پیامبر برای جنگ بود که خود در آن شرکت نداشت و فارغ از آنکه بدانند اولین کسی که منکر ولایت و خلافت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب شد هم او بود. بارها شده است که آقای احمدی نژاد مخالفین خود را با طلحه و زبیر تشبیه نمود و خود را در جایگاه امیرالمومنین علی ابن ابیطالب قرار داد. راستی به حساب این نسبت ها خوب توجّه کرده¬اید که شما در کجای این نسبت ها و جایگاهها قرار دارید و سرنوشت ما کدام است ؟ معاویه انقلاب کیست؟ عمر و عاص انقلاب کیست؟ این هم شبیه سازی و تشبیه برای چیست؟
 


مرز مباح دانستن تقلب تا کجاست؟


30 - حضرتعالی از یک سو به روند علمی و پژوهشی و بومی کردن مبانی علوم و جهاد ملی و علمی برای مدیریت علمی و عقلی راهنمائی و نصیحت می¬فرمائید و از طرف دیگر مدیریت منصوب و منتخب شما همه آنچه محصول دانش بشری و عقل مدیریت جمعی در طول تاریخ است و توسط تجربیات جوامع مختلف انسانی در همه دوران ها استحصال شده¬است را عملاً نادیده گرفته و خلاف همه آنها عمل کرده و منکر آثار سوء ناشی از این نوع تصمیم گیری و مدیریت و اجرا هم می¬باشند و مدعیانه می¬گویند مسئول شکست سیاست های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آنها بعهده مخالفین آنهاست. راستی این چه نوع استدلال، راهنمائی و انتقاد دو گانه ناهوشمندانه است که همه تجربیات علمی و عقلی بشری را زیر پا بگذاریم و مسئولیت شکست سیاست و مدیریت خویش را به گردن رقیب منتقد و مخالف خود بیندازیم که جز با استدلال علمی که محصول تجربه مفید و نتیجه بخش است، سخن نمی¬گوید؟ واعجبا از این همه دوگانگی رفتاری، گفتاری و استدلالی؟ 

31 - اینکه جنابعالی نتایج انتخابات را قبل از اعلام وزارت کشور و تائید شورای نگهبان عجولانه اعلان نمودید ریشه در ذوق زدگی و خود شیفتگی شما و حامیان و هادیان آقای احمدی نژاد دارد، آیا این اعلام خلاف قانون نبوده است؟ چرا جنابعالی برای امکان تقلّب حد و مرز ممکن و مشروع قائلید و تا یک میلیون رای تقلّب را روا و جائز و مباح و احیاناً اگر برای منظور حاکم و حکومت باشد هم واجب می¬شمرید؟ آیا این احکام اجتماعی برای صیانت از امانت مردم به اینجا رسیده است که خیانت در آن را به اندازه فضله موش هم آلوده کننده نمی¬بینید؟


سرانجام این راه ناکجا آباد است


27- آیا حمایت صریح ارگان هایی نظیر «صدا و سیما»، «شورای نگهبان و عمده اعضاء موثر آن» بخش هایی از «نیروهای مسلّح به ویژه رئیس ستاد فرماندهی سپاه و بسیج» و نمایندگان ولی فقیه از رییس جمهور وقت و سوءاستفاده از امکانات دولتی و انفال عمومی که با اطلاع از مواضع و منویات و مکنونات مقام ولایت و رهبری صورت گرفته است، با رعایت اصل بی¬طرفی مغایرت ندارد؟ آیا با رعایت عدالت مغایرت ندارد؟ آیا اینکار به رغم مغایرت آشکار جز با توصیه شما انجام شده¬است؟ آیا حملات آقای احمدی نژاد به شخصیت¬های موثر انقلاب اسلامی که از قضا از منصوبین شما هم هستند جز با هماهنگی با شما و یا از موضع فرادستی صورت نگرفته است؟ این دوگانگی و ریا و تناقض و نفاق آشکار آقای احمدی نژاد را که مردم دقیقاً لمس می¬کنند و می¬فهمند را ، عدالت و بی¬طرفی می¬نامید ؟

28 - مردم در اعتراضات اخیر، نگرانی و مخالفت خود را در مورد نحوه عمل مغرضانه و طلب کارانه و طرفدارانه رهبری در مسائل عمومی اجتماعی به وضوح اعلام و اعلان نموده¬اند. آنها نگران دائمی بودن جایگاه رهبری از سوی شما و یا موروثی بودن آن توسط فرزندان شما هستند که هر دو اصل دائمی بودن و موروثی بودن مغایرت تام و آشکار با مبانی نظری و فقهی اسلام شیعی و مبارز دارد. چگونه است که شما حتی یک بار به نقد خویشتن و عملکرد خود بر نیامده و نسبت به اتهامات وارده نظری و عملی و مبنائی و ریشه¬ای که به نحوه انتصابات و انتخابات شما و تشکیل مجلس خبرگان و تائید صلاحیت آنها توسط شورای نگهبانی که منصوب شمایند و می¬خواهند بر عملکرد شما نظارت نموده و حتی شما را نقد نمایند، برنیامده¬اید ؟ این تفاوت و اختلاف و تناقض آشکار که ریشه همه ناهنجاریها ی سیستمی و مدیریتی است را تا کجا و کی می¬خواهید انکار کنید، سرپوش بگذارید و نادیده بگیرید؟ آیا این به عدالت و انصاف شباهت دارد؟

29 - نحوه نظارت بر عملکرد رهبر به عهده مجلس خبرگانی است که صلاحیت¬شان را شورای نگهبان منصوب شما باید تعیین و تعریف کند. چرا برای ارزیابی عملکرد چهار ساله ریاست جمهوری، شورا یا گروهی از امناء بی طرف مورد نظر رهبری و ملت را مسئول نمی¬نمایید تا با ارزیابی میزان عواید و عوارض، منافع و مضار، خطرات و فواید این دوره مدیریت را ارزیابی نموده و در پیشگاه ملت مطرح و از آن به صورت کلان و ملی حمایت صورت گیرد؟ چرا طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور و عدم وفاداری به سوگندهای مراسم تحلیف در خانه ملت که مدت هاست مورد نظر همه رجال لشکری و کشوری و نمایندگان صالح ملت است را نادیده گرفته با حمایت یکسویه و مطلق خود، راه هیچگونه ارزیابی و انتقاد را باز نمی¬گذارید؟ آیا سرانجام این راه « ناکجا آباد» نیست ؟ راهی که همه از بیان آن و راه حل¬هایش طفره می¬روند تا سر به طغیان عمومی و ملی بگذارد؟



آیا می شود از شخص شما شکایت کرد؟


24 - انقلاب اسلامی با شعار تحقّق «عدل علی» توسط مردم پیگیری شد و همه علما و خطبا و روشنفکران و دانشمندان مداحان از جوانمردی ها، اخلاقیات و مروّت امام علی و نحوه حضورش در دادگاه و نشستن در مقابل قاضی هم اندازه شاکی و نگرانی از خلخالی که از پای زن یهودی در می آورند، مثال ها می¬زنند. آیا در این نظامی که شما ساخته¬اید و داعیه انتخاب اصلح را دارید می¬شود از شخص شما شکایت نمود و بدون ترس و هراس آن را به محاکم سپرد؟ اینکه سهل است، از منسوبین و منصوبین شما هم نمی¬توان شکایت کرد. آیا این همان «عدالت وعدل علی» است که بدان بشارت داده شده بودیم؟ اینکه هیچکس نمی¬تواند بدون ترس و لکنت زبان با شما علنا سخن گوید و در حضور مردم و ملاء عام از شما پرسش کند بدون اینکه از عاقبت رفتار فدائیان شما دلهره و وحشت نداشته باشد، کجایش به عدالت نزدیک است؟

25- وجدان عمومی مردم «راستگو را از دروغگو» و «مومن را از غیر مومن» و «ریا کار را از غیر ریا کار» و «امانتدار را از خائن به امانت» و «خادم را از خائن» به صورت ملموس و محسوس تشخیص می¬دهد و نیازی به حجّت و برهان و استدلال¬های ریز و درشت ندارد. در این میان آنچه مشخص است طی سی سال جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی، صحت و سلامت و راستگوئی و درستکاری عموم مسئولین و عدم سلامت و صحت و امین بودن بعضی دیگر برای مردم آشکار و روشن شده است. چگونه می¬شود از فساد و تبعیض و بی عدالتی دم می¬زنید ولیکن شخصیت¬هایی که فساد و تبعیض و بی عدالتی در رفتار و مدیریت سی ساله آنها مشاهده نشده، همچون آقایان موسوی و خاتمی اینقدر مورد بغض و بی¬مهری شما قرار می¬گیرند؟ از آقای احمدی نژاد علیرغم اینکه مردم بطور وسیع از گفتار و پندار و کردار ایشان جز دروغ، نیرنگ و ریاکاری و اتهام زنی و خدعه گری به صورت ملموس و محسوس چیزی در این سال ها ندیده¬اند اینگونه دفاع می¬کنید؟ این همه دفاع از ایشان به رغم اینکه در موارد متعدد در موضع اتهام به فساد و تبعیض و بی¬عدالتی است و اجازه ندادن برای کشف حقیقت، در چیست؟ و اینهمه بی¬مهری و بغض و کینه و جفاورزی به آقایان موسوی و خاتمی و هاشمی علیرغم اینکه در دو مورد اول وجدان عمومی جامعه از خواص و عوام بقول خود شما، کوچکترین ایراد و اشاره و سابقه¬ای به خطا و فساد وجود ندارد و در مورد آقای هاشمی هم شخصاً بر صحت و سلامت اخلاقی و عملکرد ایشان تاکید کرده¬اید، در چیست؟ چرا آنانکه مدعی ذوب در ولایت شما هستند در ابراز عقیده علیه این آقایان، این همه حسود و وقیح و صریح اند و شما هم کوچکترین اقدام عملی علیه آنها نمی¬کنید؟ آیا این موارد بی¬عدالتی و تبعیض و فساد نیست ؟

26- چگونه تکذیب علمایی همچون آیت الله جوادی آملی که سلامت شخصیتی¬اش بر همگان آشکار است را نادیده می¬گیرید و ادعای آقای احمدی نژاد را در مورد هاله نور ترتیب اثر نمی¬دهید؟ چنانچه بنا به نظر کارشناسان بی¬طرف ملی و بین المللی دروغگوئی ایشان اثبات شود، آیا شما هنوز مصلحت شرعی و یا قانونی برای خود می¬بینید که از ایشان دفاع کنید و جایگاه معنوی تصدی امور جامعه را ملّوث به این شبهه و مواضع اتهام نمائید ؟ آیا این ظلم و جور و فسق آشکار نیست؟ چرا اعلام نمی¬کنید هر کس دروغ، خطا، خلاف، اتهام زنی، کینه و غرض ورزی، خیانت در امانت، عدم وفای به عهد، توصیه به فساد از ایشان دارد بدون ترس و واهمه و اضطراب برای یک هیئت داوری بی طرف بفرستد و اگر آنان به این نتیجه رسیدند که موارد متعدد و صحیح است، ایشان را عزل نمایند و اگر درستکارند تطهیر و ابقاء نمایند؟



آیا این نوع دفاع از متهم حاکم، عدالت خوانده می¬شود؟


21- آیا تاکنون به جائز الخطاء بودن خود و منصوبین و منسوبین خویش اقرار کرده-اید؟ تاکنون بخاطر نداریم به واسطه احساس خطا یا عمل خطا و یا گفتار خطای شما و منصوبینتان، از ملت عذر خواهی کرده یا حلالیت طلبیده باشید. این حسّ مصونیت از خطا و معصومیت خودخواهانه، نشانه بارزی بر خطاورزی شماست. این همه اصرار موکد بر توجیه خطاهای پی¬درپی و آشکار خود دلیلی است بر (افّاک اثیم) بودن که به قول شیخ الرئیس ابن سینا «اگر برای یک خطا هزار دلیل هم بیاوری می-شود هزار و یک خطا» آیا شما به استغفار سزاوارتر نیستند و منصوبین شما از شما بدان سزاورتر؟

22 - چگونه می¬شود جامعه¬ای که برای رسیدن به «عدالت» نیاز به «اعتدال و روش¬های مصلحانه» دارد با «عدول» از «اصلاحات مشفقانه و تغییرات مصلحانه» و با «روش انتخابات برتر» در معرض انواع و اقسام اتهامات قرار می گیرند؟ چگونه می توان همان ها را که تا دیروز، فرشته¬ها و ملائک منجی اعتبار نظام و ملت در پای صندوق¬های رای بودند 24 ساعت پس از آن، دست پروردگان شیطان و مزد وران اجانب نامید؟ آیا رسیدن به «عدالت» از مسیر «طغیان و عصیان و تخریب و تهمت و دروغ و قتل و حبس» شدنی است؟

23 - تاکنون 9 بار حکم تنفیذ ریاست جمهوری توسط دو رهبر جمهوری اسلامی «چهار بار آیت الله خمینی برای آقایان بنی صدر، رجائی و خامنه¬ای» و «5 بار آیت الله خامنه¬ای برای آقایان هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد» نوشته شده است. محققین علوم سیاسی تحلیل گران و ادبیات فارسی و روانشناسان مجرب با بررسی مفاد و مفاهیم و تحلیل واژگان این نه پیام و حکم دریافته¬اند که آخرین آنها در مرداد ماه 1384 مربوط به آقای محمود احمدی نژاد رئیس جمهور فعلی از همه دیگر احکام تنفیذ متملقانه ترو هیجان زده¬تر و از سر خود شیفتگی و شیدائی قدرت نگاشته شده و ذوق زدگی زائد الوصف حذف رقیب در آن موج می¬زند. این متن به طور واضح نشان می¬دهد که به هر نحو با سازماندهی و ساختن رای و ... توانسته¬اید مطلوب و مکنون قلبی خود را به رغم همه مخالفت¬ها و اعتراضات به پیروزی برسانید. چهار سال پیاپی قوی ترین دفاعیات را از عملکرد ناقص ایشان به عمل آورده و کوچکترین اعتراض و مخالفتی را عملی نکرده¬اید؟ در این چهار سال به کرات طرح¬های تحقیق و تفحص در عملکرد آقای احمدی نژاد در استانداری اردبیل، شهرداری تهران و حتی خلاف¬های قانونی وی به دیوار و سد حمایت شما برخورد کرده و بدون نتیجه متوقف شده است. آیا این نوع دفاع از متهم حاکم، عدالت خوانده می¬شود؟ چگونه می¬شود از کسی که در عبا و قبای شما لانه گزیده و اسکان کرده¬ است، شکایت کرد و به حقیقت دست یافت؟


مصداق احساس عدالت و آزادی در افرادی است که از لحاظ نظری آرائی متفاوت و مخالف با اکثریت دارند

16 - «عدالت»، «آزادی»، «امنیت»، «عزّت» و «اعتبار» فردی و جمعی آحاد جامعه از مقوله¬هائی است که باید وجدان عمومی ملت آن را به طور ملموس و محسوس مشاهده و درک نماید. این مقولات را نمی¬توان از راه استدلال اثبات نمود و یا یکی را به پای دیگری فدا و فنا کرد. دیگر آنکه، مصداق احساس عدالت و آزادی در افرادی است که از لحاظ نظری آرائی متفاوت و مخالف با اکثریت دارند. حال سئوال اینست که چگونه و در چه فرآیندی می¬توان مقیاس اندازه¬گیری و استنتاج و درک این مقولات را - جدای از ادعای حاکمان و مسئولان که همیشه از عملکرد خود و منصوبین و منسوبینشان راضی ¬اند و دفاع می¬کنند - برای اطمینان بخشی به جامعه تامین و تضمین کرد.

17
- داشتن قانون حق مردم است ولی حق مردم محدود به قوانین موجود نیست. به عبارت دیگر با این قوانین نمی¬توان حقوق اساسی مردم را محدود کرد. حال سئوال اینست که مردم و یا نمایندگان و وکلای آنها چگونه می¬توانند حقی را از طریق قوانین استیفا نمایند به گونه¬ای که فراتر از قانون رفتار نکرده و حتی حقی را که در قوانین موجود پیش بینی نشده باشد تعریف و معین سازند؟

18 - چگونه می¬توان جمعیت انبوهی معادل 40 درصد رای دهندگان ملت را که به پای صندوق های رای آمده¬اند و نظری مخالف حاکمیت دارند نادیده گرفت و خس و خاشاک شمرد؟ آیا این خود بخود نادیده گرفتن حقوق اساسی و عزّت یک ملت نیست؟

19
- در کنار تمامی تیم¬های ورزشی، پزشکان و روانپزشکان حاذقی وجود دارند تا ظرفیت روحی و روانی بازیکنان حرفه¬ای را ارزیابی، شناسائی و آسیب شناسی کرده و نقاط ضعف و قدرت آنان را ترمیم و تقویت نمایند تا از بروز خطاهای رفتاری ناشی از عقده¬ها، کمبودها و نقص¬های روانی جلوگیری نمایند. چگونه مسئولیت های خطیر رهبری و ریاست قوا و مسئولیت¬های لشکری و کشوری با همه اهمیت و عواید و عوارضی که دارند از «روان تراپی» و «تمرینات روحی و روانی» و «روان پزشکان» متعهد و مجرّب که می¬توانند عقده¬های درونی و سایه¬های رفتاری و شخصیت¬ها ی ناهنجار ذاتی را کشف و نسبت به رفع نقص کمک نمایند، از این اصول بی¬بهره¬اند؟

20- چگونه است در بازی های ورزشی حساس داخلی باشگاه¬های معروف و مطرح کشور برای احتساب از مواضع اتهام در داوری ها، از داوران بی¬طرف بین¬المللی استفاده می¬کنند، حال آن که چنین بازی هایی یکی دو بار در سال انجام می شود و برد و باخت آن در کوتاه مدت قابل ترمیم است. اما در یک فعالیت سیاسی درون کشوری به اهمیت انتخاب مرد شماره 2 نظام توسط خود مردم که هر چهار سال یک بار اتفاق می¬افتد و لازم است به طور کامل با بی¬طرفی صورت گیرد، این چنین بی¬پروائی می شود و داوران به طرفداری علنی از هم جناحی و هم حزبان خویش می¬پردازند؟ آیا این اوج بی¬تدبیری نیست؟



اگر ولی فقیه دیکتاتوری نماید خود بخود از ولایت ساقط می¬شود

11 - علت نامهربانی مشهود و واضح شما با تعداد قابل توجهی از نیروهای مخلص مومن، حزب¬اللهی، ایثار گر و فداکار انقلاب اسلامی وجمهوری اسلامی و پیرو امام خمینی و طرد و حذف آنان ریشه در منویات قبلی و مکنونات قلبی حضرتعالی دارد و به کینه و بغض دامن گیر و گسترده تبدیل شده¬است. عدم موافقت جنابعالی با این جماعت و بسیاری از سیاست¬های حاکم شما ریشه در کدام اصل فقهی، انقلابی، اسلامی و ایمانی دارد که با آیات «المومنین و المومنات بعضهم اولیا بعض» و «اشدا علی الکفاّر، رحما بینهم» این اندازه مغایرت دارد؟ ریشه این اختلاف در چیست؟

12
- آیا حقیقتاً براساس آنچه در جلسه نمایندگان کاندیداها و شورای نگهبان و اختلافات پیش¬آمده پس از انتخابات مطرح شد در جریان دستگیری ها و ضرب و شتم، قتل و جرح مردم معترض هستید؟ حضرتعالی فرمودید در جریان نیستید و به شما هم مربوط نیست؟ آیا واقعاً نظر شما چنین نبوده است که در جریان تمامی اتفاقات هستید ولی به سئوال کنندگان و مردم مربوط نیست؟ کلیه خلاف¬های اتفاق افتاده غیرقانونی و غیرانسانی بوده و همگی ثبت شده و مستند تاریخی دارد. آیا بین برخوردهای لباس شخصی¬های حضرتعالی و یگان های ویژه با مردم، دانشجویان و ساکنین منازل و ... آنچه رژیم شاه و اسرائیل با مردم انجام داده اند، تفاوتی می¬بینید؟ یا تفاوتی نمی¬بینید؟ یا باز هم به ما مربوط نیست؟

13 - تفکر التقاطی «ماکیاولیسم اسلامی» با عهده¬داری فقیهان و طلاب حکومتی و طالبانی چنان ریشه در عملکرد مسئولین جمهوری اسلامی دوانده که برای حفظ جمهوری اسلامی و حکومت شما و ایشان هر گونه دروغ، تهمت، خلاف و هر خیانتی لازم باشد جایز شمرده می شود. تفاوت بین آنچه حاکمان امروز عمل می¬کنند با آنچه معاویه و عمر و عاص در مقابل امیرالمومنین( ع ) و امام حسن ( ع ) و مردم آن زمان انجام می¬دادند در چیست؟ آیا آنچه امروز به اسلام، پیامبر اکرم و یا اعظم و ائمه اطهار و دیگر اولیا ء نسبت داده می¬شود، صحیح است؟

14
- اگر ولی فقیه و «مقام رسمی حکومت جمهوری اسلامی ایران» به لحاظ نظری یکی از ویژگی های لازم از قبیل عدالت و تقوا و انصاف و اعلمیت و صیانت عرض و آبروی خود و آحاد ملت را از دست بدهد، طبق نظریه امام خمینی که فرمودند «اگر ولی فقیه دیکتاتوری نماید خود بخود از ولایت ساقط می¬شود و احتیاج به مصوبه و مجوز هم ندارد» از ولایت ساقط می¬شود. اما از قدرت مطلقه¬ای که طبق قانون بدست آورده، خودبخود خلع نخواهد شد. بنابراین سئوال این است که در قانون اساسی چه راهکار مطمئن، کم هزینه و تضمین شده ای وجود دارد که مردم بتوانند از فرد خاطی، گذر و عبور کنند و برایش جانشینی صالح انتخاب نمایند. با توجه به اینکه مجلس خبرگان رهبری در عمل دارای چنین قدرتی بوده، اما اصلاح و ترمیم قانون اساسی نیازمند متممی است که جز با اذن و صلاحدید شما امکان تحقق ندارد. لذا عملاً شما و قدرت مطلقه ای که در اختیار شماست قابل رفع و عزل نیست و آثار و تبعات این تغییر خواه¬ناخواه بعهده شماست. در این امر چه تدبیری کرده¬اید تا از این تناقص آشکار و خلاف صریح و مسلم و فسادانگیز خارج شویم؟

15 - آیت الله خمینی در هنگام ورود به ایران در سخنرانی معروفشان درباره حق مردم برای تعیین سرنوشت خود گفتند: چه معنی دارد چند ده سال پیش پدران ما برای سرنوشت ما تصمیم گیرند، ملت زنده است و باید خودش سرنوشت خود را رقم بزند.در قانون اساسی که براساس منویات موسس آن به عنوان میثاق ملی مطرح است، راهکاری برای تغییرات اساسی در سرنوشت مردم به دست خود آنها پیش بینی نشده و جنابعالی هم نسبت به ارائه طریق در این مورد غافلید؟



آیا به جمله جاویدان « میزان رای ملت است » ایمان دارید ؟

1- آیا واقعاً و حقیقتاً به مفاهیم وصیت نامه «آیت الله خمینی» و اجرای دقیق آن خود را متعهد می¬دانید؟ و یا براساس استنباط فقهی خود با آنچه از آن موافقید ، مشروطاً عمل می¬کنید ؟

2
- مخاطب وصیّت نامه «امام خمینی» به عنوان یک سند ملّی سیاسی، انقلابی و میثاق وحدت عمومی چه کسانی هستند؟ چرا امام خمینی حتّی رهبر منصوب و یا منتخب پس از خود را در عمل به آن وصیّت نامه معیّن و مشخص نکرده¬است؟

3 - آیا اگر در عمل به وصیّت نامه امام خمینی با منویّات مورد نظر حاکمان فعلی و رهبری شما، مغایرت و تضّاد منافع و مخالفت مبنایی پیش¬آمد کدامیک مقدّم است و مردم در ابراز نظر موافق و یا مخالف خود از چه راه قانونی می¬توانند استفاده کنند؟

4
- آیا به جمله جاویدان « میزان رای ملت است » ایمان واقعی و باور دارید ؟

5 - هر چه به روزهای آخر عمر «آیت الله خمینی» نزدیک می¬شدیم ایشان جامعه و مسئولین را با نصایح اخلاقی و اقدامات عملی خود به وحدت دعوت می¬کردند ، شما چرا هر چه به واپسین روزهای حیاتتان نزدیک می¬شوید مردم و مسئولین را در مقابل هم قرار می¬دهید؟

6
- چه اتفاق و گزینه¬ای را با این رویکرد پس از فوت خود متصور هستید ؟ آیا شرایط را آماده و ممکن ساخته¬اید؟

7 - چرا پس از فوت «آیت الله خمینی» از نیروهای نزدیک وفادار و اصیل نزدیک به ایشان در سیستم قضائی، امامت جمعه و جماعات و مسئولیت¬های منصوب استفاده نکردید و همگان را طی این دو دهه منزوی و خانه نشین ساخته اید؟

8
- چرا از چهره¬های محبوب نسل جوان و ملت که با افکار شما دشمنی ندارند در مسئولیت¬های اصیل و خطیر استفاده نمی¬کنید؟ مثلاً چرا هرگز آقای سید محمد خاتمی را به امامت جمعه منصوب نکردید؟ مگر امامت جمعه و جماعت باید دارای چه شرطی باشد که ایشان ندارد؟ و انتخاب آقای «سید احمد خاتمی» غیر محبوب و غیر مشهور در مقابل آقای « سید محمد خاتمی » محبوب و مشهور چه مزیتی داشت که آن کار را انتخاب کردید و این را نه؟

9 - بیش از 13 سال از محرم سال 1375 و تئوری وضع شده حضرتعالی درباره «خاص و عام» و «خودی غیر خودی» می¬گذرد. در آن سخنرانی طبقه بندی شده محرمانه که بعداً نوار آن منتشر شد، شما جامعه را به دو دسته و دو نیمه تقسیم نموده و آنها را در مقابل یکدیگر قرار دادید. نتیجه عملی این تقسیم بندی و دو دستگی و در مقابل هم قراردادن ایجاد فتنه، تبعیض و تفاوت و دو دستگی موجود در جامعه است. آیا با این وضع پیش آمده که حضرتعالی مسبب اصلی آن هستید ، باز هم می¬فرمائید دیگران «مردم را در مقابل مردم» قرار ندهند؟ و توصیه به وحدت ملّی و محبت عمومی می¬کنید؟

10
- شما همواره در مورد تبعیض و فساد و بی عدالتی هشدار داده و به مسئولین عواقب ناشی از این امر را گوشزد کرده¬اید. لیکن همواره نظر شما در حیطه مسایل اقتصادی آنهم به نفع یک طبقه و جناح و علیه دیگر طبقات و جناح ها بوده¬است. آیا تبعیض سیاسی، فساد سیاسی و بی¬عدالتی سیاسی در حقیقت یک نوع جرم و گناه و خطا نیست؟ یا بعضی از آن مصونیت دارند؟


۱۳۸۸ مرداد ۱۶, جمعه

"بهمن سوال" در" خرداد انقلاب"



این سایت شامل سئوالات همه « ایرانیان و غیر ایرانیان »؛
همه « مسلمانان و غیر مسلمانان »؛
همه « معتقدین به نظام و غیر معتقدین به نظام »؛
و همه کسانی است که دغدغه مفاهیم اساسی، فلسفی، مدیریتی، مفهومی، نهادی و تاریخی بشریت دارند. زیرا «انقلاب اسلامی ایران» در چارچوب «مفاهیم نظری» و «جمهوری اسلامی ایران» از منظر «عملی و مدیریت اجرایی»، نتیجه و محصول مبارزات و مصالحات سال ها، دهه­ها و قرون متمادی بشری است که اکنون روبروی جامعه جهانی و در معرض قضاوت عموم ملت و بشریت قرار گرفته است.
از سوی دیگر امروزه به دلیل ارتباطات گسترده بین­­المللی و فرا مرزی هیچکس نمی­تواند مدعی شود که نوع حکومت هر منطقه متعلق به سرنوشت مردم همان منطقه و ملت و هماهنگ با آن راهبرد و رویکرد است. هم اکنون محصول «پندار و گفتار و کردار» مردم هر ملت و منطقه و قومی­ به طور مستقیم با دیگر اقوام و ملل و ادیان و مذاهب پیوند خورده و نتایجی در تعامل مثبت و منفی از آن به دست آمده که جامعه جهانی را برخوردار و متاثر کرده است.
بنابراین اگر بگوئیم تمدن، فرهنگ، مدیریت و پیشرفت هر ملت و مملکتی، نتیجه و محصول تمدن بشری و رفتار ملّی است بیهوده نگفته­ایم. مانند اینکه اگر بگوئیم آمریکا و تمدن چند قرنه آن محصول تمدن همه اقوام و طوایف و تمدن های متفاوت بشری طی قرون متمادی بوده، حقیقتی را بیان و توصیف کرده­ایم که در آن شکی نیست.
هم اکنون بسیاری به واسطه بیش از سه دهه حضور و فعالیت، با نحوه عملکرد اجرائی و نظام مدیریتی و سیاسی ولایت فقیه در ایران آشنا شده و تجلی این راهبرد سیاسی نوین را در عملکرد دو نهاد فقهی «آیت الله خمینی» برای حدود یک دهه و «آیت الله خامنه­ای» را بیش از دو دهه تجربه کرده­اند. اما به لحاظ مفهومی، رفتاری، عملکردی و نظری دچار نوعی «معما، پارادوکس و تعارض، تناقض و دوگانگی معیار و استاندارد های نظری و عملی» شده­اند. بنابراین کسانی که می­خواهند با ارائه و پردازش این سئوالات از جایگاه وجدان عمومی و به طور منطقی آن را قضاوت نموده و درباره آن حکم صادر کنند باید بتوانند با ارائه سئوالات منطقی خود شرایط را برای تنویر افکار عمومی و آماده سازی استدلالی برای این قضاوت فراهم سازند.
سه شرط اصلی برای این منظور ضروری است:
1 – استدلال و پرهیز از حّب و بغض و کینه ورزی و نیز رعایت عدالت به نحوی که حقیقت فدای ادب نشود و تملق و چاپلوسی مانع از کشف آن نگردد .
2 – در نظر گرفتن چارچوب مفهومی انقلاب و جمهوری اسلامی که در قانون اساسی و متمم آن متجلی شده است. رعایت این چارچوب از مقررات منطقی این میدان است .

3 – بیان صریح و واضح سوالات به نحوی که از عبارات و استعارات کلامی، فلسفی و سیاسی پیچیده پرهیز شود .
بر این اساس از « همه طبقات فرهیخته اجتماعی که دغدغه ایرانی آباد و آزاد و سرفراز و ایمانی استوار و محکم به حقیقت همه تاریخ مومنانه ایران زمین دارند» صمیمانه و متواضعانه می خواهیم با مطالعه این مفاهیم و سئوالات به عمق و گستره این اقیانوس خرد و پرسش بیفزایند تا «روح سرکش و عنان گریز تفرعن ملوکانه جدید جامعه بشری» را به پاسخگویی عمومی و وجدان پسند، الزام نمایند. زیرا دراین صورت برای اولین بار در تاریخ بشری «سرنوشت راهبردهای سیاسی و فلسفی حکمرانان نه در میدان جنگ های حقیقت سوز و انسان کش که در قضاوت وجدان عمومی بیدار و سلحشور رقم خواهد خورد » .
پس ای اساتید ، دانشگاهیان و دانشجویان
ای مراجع، علما، فضلا، طلب و محققین
ای کارگران و کشاورزان
ای سپاهیان، بسیجیان و نیروهای لشکری و کشوری
ای متخصصین، پزشکان و پرستاران
ای صنعتگران و تولید کنندگان
ای اقتصادورزان و کارآفرینان
ای دانش آموزان و معلمان
ای کسبه عموم خیابان ها و محلات ، شهرها و شهرستان ها
ای سیاسیون و ای اندیشه ورزان نهادهای مدنی، علمی و عملی
ای مدیران داخل و خارج از کشور
زمانی که مدیران ارشد و اصلی نظام طی سه دهه عملکرد مثبت و منفی مواجه با سئوالات کلان و جدّی می­شوند و پاسخ های عقلانی، خردمندانه و قاتع کننده برای آنها نمی یابند، بر همگان لازم است که با طرح سئوالات متعدد و متنوع و ایجاد بهمن سئوال از شخص اول مملکت ، وی را که همیشه از پاسخگوئی صریح طفره می­رود و هوشمندانه و زیرکانه از این مسئولیت و آثار سوء این عملکرد شانه خالی می­کند، به پاسخگوئی مجاب و مجبور نمائیم.
بی شک پاسخگوئی به «بهمن سئوالات» در ایستگاه «پرسشگری و پاسخگوئی ملّی و بین­المللی» برای برون رفت از میدان ابهام و اتّهام، تردید و شایعه و بی­اعتمادی یک ضرورت قطعی است و آماده سازی ایشان برای بی­نهایت سئوالی که در عالم پس از حیات مادی براساس اعتقادات دینی و ملی این مرز و بوم، شکی در آن نیست.
پس بیائیم و همگان را نیز دعوت کنیم .
«بیائید با هم بدانیم و بخوانیم و بیفرائیم پرسش را
و «بسازیم و رها سازیم انسان را»

۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

بهمن سئوالات وجدان عمومی ملت ایران از عملکرد سی ساله جمهوری اسلامی

اکنون 30 سال از آغاز انقلاب اسلامی در ایران می گذرد و رهبری فعلی، از آغاز تا به امروز صاحب مناصب مهم و متعدد و متنوع بوده که آخرین و مهمترین آن دو دهه رهبری جمهوری اسلامی به عنوان بالاترین مقام سیاست گذار و تصمیم گیر به لحاظ سیاسی و مذهبی در سطح ایران و جهان بوده است.

در این سایت سوالاتی از رهبر ایران مطرح می شود که طراحان اولیه و اصلی این سئوالات رو به تزاید جمعی از افراد با سابقه مبارزاتی و مسئولیت های اجرائی و تخصصی اند. این افراد بر آن شده اند تا با توجه به اتفاقات تلخی که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری رخ داد و راه را بر هر توجیه و استدلال بست، سوالاتی را از منظر وجدان عمومی ملت از مقام ولایت و رهبری بپرسند. این جمع که خود همگی از قبیله انقلاب و اصحاب جمهور بوده اند، معتقدند آنچه به نام اسلام و انقلاب و دفاع از ولایت و رهبری رخ داده، ظلمی فاحش است بر تاریخ اعتقادی و رفتاری این مرز و بوم، و حکومتی را که قرار بود عصاره مبارزات دویست و پنجاه ساله جمهوری خواهی در متن مسلمان جامعه ایران باشد، دچار خودکامگی و سلطه گری از نوع عقیده دینی کرده است.

اکنون دیر هنگامی است که کلام عدالت و امنیت و ارزش و اخلاق و آراستگی از جانب حکومت به گوش می رسد ، لیکن هر چه بیشتر می گویند کمتر عمل می کنند و این خود جای سئوال و چالش را درباره«توبه فرمایانی که خود توبه کمتر می کنند» باز می نماید .
در عصری قرار داریم که فناوری های ارتباطی، امکانات بالقوه و بالفعل گسترده ای را در اختیار بشر قرار داده است که با به کارگیری آنها اعم از ایمیل و پیامک و سایت ها و تلویزیون و ماهواره، اطلاعات و قضاوت ها در وجدان عمومی ملت ها داد و ستد می شود و همین امر نظارت بر عملکرد صاحبان قدرت را با شیوه هایی جدید و غیر قابل حذف میسر ساخته است.
با توجه به این امکان بی بدیل در عصر ارتباطات، برآنیم تا از مقام رهبری با رعایت احترامی که رهبران ملت ها مستحق آنند و البته بدون تملق و ترس در چارچوب قانون اساسی و فرهنگ ملی و دینی سوال کنیم و نسبت به عملکرد سی ساله جمهوری اسلامی و عملکرد بیست ساله رهبری پرسشگری کرده و منتظر پاسخ باشیم .این بدان دلیل است که پرده داران حرم حکومت ایشان سئوال از ایشان را برنمی تابند و راه فاجعه را می پیمایند . عقلانیت دینی و ملّی و انسانی حکم می کند تا مسیر قبل از آنکه به بن بست نافرجامی برسد راهیابی شده و بر اساس «پرسش و پاسخ» بیراهه از راه راست تفکیک شود. بنابراین منتظر «پرسش شما» و«پاسخ آنها» هستیم تا حقیقت از پرده نشینی به در آید و راه راست در ظلمات نفس آشکار شود.