راستی مگر جز سوال توام با حفظ احترام چیزی از لابلای این سوالات مطرح شده بود که به ساحت مقدس سلطانی پسندیده نیامد؟
جناب آقای خامنه ای
حضرتعالی و یارانتان و حتی پیروان و منصوبانتان تاب سوالات زمینی و دنیوی خلق خدا را ندارید و به جای پاسخ گویی فقط صورت مسئله را پاک می کنید. پس چگونه از پس سوالات خالق عز و جل و رب العالمین که عالم مافی الضمیر شمایان است برخواهید آمد؟
حداقل برای آماده سازی اخروی اندکی با پرسش های خلق خدا که عیال الله هستند آمادگی نسبی می یافتید. اگر چه فرموده اید هیچ کجای دنیا آزادی مطلق موجود در این کشور وجود ندارد ولی اگر خوب بنگرید می بینید این آزادی مطلق ریشه در همان ولایت مطلقه دارد که فقط حضرت عالی به عنوان استاد اعظم و امیر نظام و رییس جمهور منصوبتان از آن برخوردارید و هیچکس را یارای پرسش از شما و شما را تحمل پاسخ گویی نمانده است. راستی ولایت مطلقه یعنی آنکه همچون سلاطین پاسخ گوی اعمالتان برای مردم نباشید؟ اگر چنین است که بهترین نوع عدم پاسخگویی و اختناق سیاسی را در آن رژیم داشتیم، پس چرا انقلاب کردیم؟ آیا انقلاب کردیم که دیکتاتوری تاج و شنل و چکمه را به عمامه، عبا و نعلین تبدیل کنیم؟
راستی شما را چه شده است که ارکان قدرتتان به رغم مطلق بودن، در عمل احساس ناتوانی می کنند؟ آیا این به مفهوم حاکم شدن یک آنارشیسم و هرج و مرج مطلق نیست؟
این چه نوع حکومتی است که به رغم یک دست بودن، تابع بودن، بی اختیار بودن و منصوب بودن هنوز هم میل سلطانی شما اینگونه فوران می کند و از مغز خشکیده پیرمردی رهنمود طغیان مردم علیه مردم را سر می دهید؟ چرا چشم و گوشتان را بسته اید؟ نمی دانید که آتش این نوع جواز قتل و هدم و تخطئه را صادر می فرمایید؟ مگر دقت در احوال پیشنیان و سرنوشتشان وعبرت گرفتن از آنان دستور امیر المومنین علی (ع) برای اهل تقوی نبوده است؟
آیا شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل را نمی بینید؟