۱۳۸۸ مهر ۲۸, سه‌شنبه

در کدامیک از ادیان الهی، شکنجه برای اعتراف مجاز است؟

63- آقای خامنه ای؛
اگر ایران بودم فکر نمیکنم هیچ گاه جرات پیدا می‌کردم این نامه را بنویسم چرا که بارها برایم ثابت شد که چشمانی همواره مرا می‌نگرد. همواره احساس می کردم خط تلفنم شنود است و ماموران امنیتی از هر طریقی مرا کنترل می‌کنند همانطور که این کار را با بسیاری از هموطنانم انجام می‌دهند.
اما خدا را شکر الان در کشوری هستم که با خیال راحت می‌توانی حتی علیه بلند پایه ترین مقاماتش بنویسی و علنی صحبت و انتقاد کنی و کسی هم حق ندارد به تو بگوید چرا؟ چه احساس خوبی است وقتی مطمئن هستی هیچ چشمی دزدکی در حال پائیدن تو نیست حسی که من و بسیاری از دوستان و هموطنانم در ایران از آن محروم بودیم. ای کاش بقیه دوستانم نيز چنین احساس خوبی را تجربه می‌کردند. اما متأسفانه شاهد هستيم كه مردمِ ایران اينك بیش از گذشته درگیرِ حس دردناک عدم امنیت به خصوص عدم امنیت روانی هستند.
در حال حاضر بیش از هر چیز نگران هموطنانی هستم که بعد از انتخابات هم اكنون در سلول های انفرادی، تحت شدیدترین شکنجه ها و تفتیش عقاید هستند. تفتیش عقاید در قرن 21 و حتي فجيع تر و هولناك تر از زندان‌های قرون وسطی!!!
 
آقای خامنه‌ای،
آیا اگر علی (ع) زنده بود اجازه می‌داد مردم بیگناه را در زندان هایی که امروز تبدیل به قتلگاه شده‌اند، تحت سخت ترین شکنجه های جسمی و روانی قرار دهند تا برعلیه خودشان شهادت دروغ داده و فیلم اعتراف ضبط کنند؟
در كدام يك از اديان الهي و در كدام يك از كتب مقدس آمده است كه خلق خدا را مورد شكنجه و آزار قرار دهيد؟ به خلق خدا تجاوز كنيد و آنها را مسموم كنيد؟ چه طور خود را جانشین و وارث حکومت او می‌دانید وقتی نه تنها در مقابل چنین جنایاتی سکوت می‌کنید بلکه چشم تان را هم می‌بندید انگار که ندیده‌اید.
آیا جرم سازی و مدرک سازی منصفانه است؟ تهدید و ارعاب و شکنجه زندانیان برای مجبور کردن آنها به اعتراف عادلانه است؟ چرا هیچ کس، حتی شما بر کار این گروه جاهل و فاسد که هم اکنون در حال کشتارهای دسته جمعی و قتل های خاموش در سلول های مخوف امنیتی هستند، نظارتی ندارید؟ چرا معترضین به ظلم را به دست ظالمین می‌سپاردید؟ این چه عدالتی است؟
خدا را شکر امروز به یمن ارتباطات گسترده اینترنتی و ماهواره ها هر خبری در دنیا به سرعت می‌پیچد. امروز همه دنیا می‌داند که پرونده‌های امنیتی به دستور چه کسانی باز شده و پیگیری می‌شود. اگر تایید می‌کنید که هیچ، تکلیف معلوم است اما اگر اظهار بی اطلاعی می‌کنید پس چرا وقتی‌که مطلع‌تان کرده‌اند اقدامی نمی‌کنید و امنیت کشور را به دست عده‌ای طالباني سپرده‌اید که مصالح و منافع ملی برایشان مهم نیست و تنها در فکر گرفتن ترفیع و بستن پرونده های قربانیان به شکلی که خودشان می‌خواهند هستند.
آیا شنیده‌اید که اکثر سئوالات در صدر بازجویی ها از زنان و دختران جوان، درباره مسائل جنسی و روابط آنهاست؟! ما که مرد هستیم و همجنس آنان، از شنیدن چنین سئوالاتی، فشار روانی دردناکی را متحمل می‌شویم چه رسد به زنان و دختران. البته اين تنها بخشي از رفتار كثيف بازجويان بيمار جنسي است. چرا كه رسوايي تجاوز به دختران و پسران در زندان‌ها و فاجعه‌ي كهريزك ديگر در تمام مجامع بين المللي انعكاس يافته است. ولي كمي بينديشيد و منصفانه به خود پاسخ دهيد كه اگر چنين مصيبتي براي اعضاي خانواده‌ي شما رخ مي‌داد چه واكنشي داشتيد؟
به هر حال نوشتم و برایتان فرستادم که اگر روزی گفتید ما اطلاع نداشتیم حداقل من هم یکی از شاهدانی باشم که شهادت می‌دهم، خود من برای شما نوشتم و گفتم جلادان امنیتی چه می‌کنند. اینک شما و وجدانتان و حکومت و عدالت علوی که مدعی پاسداری و اجرای آن هستید و مظلومانی که در چنگال فاسدان فاسقان گرفتارند. والسلام.
 


هیچ نظری موجود نیست: