۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه

آیا نظام امیر المومنین «نظام» نبود؟

ما صد هزار بار شنیده‌ایم که در مکتب اهل بیت، «هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند». هزاران مثال داریم که نشان بدهیم رفتار اهل بیت، این‌طوری -و در این چارچوب- بوده‌است. ذره‌ای -نه فقط خلاف شرع- که حتی خلاف مروت و اخلاق و مرام، در مکتب اهل‌بیت، با هیچ هدف ارزشمندی توجیه نمی‌شود. این روزها جمله‌ای لقلقه‌ی زبان این و آن شده  که فکر کنم هر بار از دهان گویندگان مزبور در می‌آید، هزاران بار تن گوینده‌اش را در قبر لرزانده باشد.
این جمله که «حفظ نظام،‌ از اوجب واجبات است» و هر دنائت و پستی و گناه و جنایتی را هم آقایان مرتکب می‌شوند، تحت لوای این‌که حفظ نظام از نماز واجب تر است.

اما آیا حکومت پیامبر مکرم اسلام، نظام نبود؟‌
نظام امیرالمومنین، نظام نبود؟
نظامی که حضرت حسن در راسش بود، نظام نبود؟‌
حکومتی که حضرت حسین قرار بود راه بیندازد و …، نظام نبود؟ 

آیا فقط نظام ِولی فقیه، «نظام» است؟
حفظ آن حکومت‌ها که راسش امام معصوم بوده، به هر قیمتی لازم نبوده. هدف وسیله‌ را توجیه نمی‌کرده، ولی برای ما توجیه می‌کند؟ کاش یک نفر بیاید و این دو را برای ما جمع کند. ما که چیزی دستمان نیست. برای این دوستان که برای حفظ نظام(؟!) مورد علاقه‌شان،
به هر عمل خلاف شرع و عرف و عقل و اخلاقی دست می‌یازند، تازه بعدش احساس تقرب به خدا و  احساس انجام تکلیف شرعی و سربلندی از آزمون الهی هم می‌کنند.
درد از این بزرگتر هم می‌شود مگر؟
یکی به ما بگوید بالاخره هدف وسیله را توجیه می‌کند یا نه؟‌
هدفی مثل «حفظ نظام»، بالاخره توجیه کننده‌ی این رفتارها هست یا نه؟
کلمه حق یراد بها الباطل؟

مصلحت اندیشی هم بی گمان در چارچوب هایی اسیر است و این طور مطلق و رها نیست که هرغلطی خواستیم بکنیم و بگوییم مصلحت اندیشی بود. مصلحت اندیشی هم اتفاقا در ذیل دین و دستورات دین مشروع است. گرچه گاهی تعارضی با صورت برخی احکام داشته باشد و بصیرت و دقت نظر بسیار در تشخیص صحیح مطلب و به بیراهه نرفتن لازم دارد که خدا بدهدمان.

۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه

دستتان درد نکند

مردم آرام گفتند نه‌ و ايشان كتك زده مردم را،‏
ايشان كشته از مردم، ايشان خانه‌های مردم ريخته،‏
با مسلسل توی خانه‌ها هم حمله كردند،
اين همه وحشيگری كردند...‏
‏"امام خمینی، آذر ۵۷، صحیفه نور، ج۵، ص۲۴۷"‏

‏ ‏
‏‏ ‏
‏‏‏66
- حضرت آيت الله خامنه ای
تبريک عرض می کنم. روز ۱۳ آبان بسيار عالی مردم را سرکوب کرديد. دست ‏تان درد نکند. دست ماموران تان درد نکند. تنهايی برنامه ريزی کرديد يا کسی هم کمک تان کرد؟ نه، گمان ‏نمی کنم به کمک کسی نياز داشته باشيد. حقّاً کارتان عالی بود. کار ماموران تان عالی بود. ميخ اسلام را ‏محکم بر فرق سر مردم کوبيديد.
آن دخترک که باتون اسلام عزيز بر گيجگاهش خورد و بر کف پياده رو ‏پخش شد بی گمان يک مسلمان تمام عيار خواهد شد. حضرت پيغمبر هم لابد اين طور ميخ اسلام را در شبه ‏جزيره ی عربستان کوبيد. ما که نمی دانيم؛ شما می دانيد و طبق سيره ی ايشان لابد عمل می کنيد. احتمال می ‏دهم وقتی آن پيرزن بر سر مبارک اش خاکستر ريخت، ايشان مامور فرستاد تا با باتون بر سرش بکوبد و به ‏سمتِ اسلام هدايت کند. اين ها را روی کارهايی که شما و ماموران تان انجام می دهيد عرض می کنم چون ‏شما به گفته ی خودتان در حال پياده کردن اسلاميد. دست تان درد نکند. خيلی قشنگ پياده می کنيد.
من فکر ‏نمی کردم بتوانيد به اين خوبی قال اعتراضات را بکنيد. واقعا بايد به شما تبريک گفت که اشتباه شاه را مرتکب ‏نمی شويد و به مردم رو نمی دهيد؛ تبريک گفت که مثل ۱۸ تير که عکس تان را آتش زدند و بغض گلوی تان ‏را گرفت، دچار بغض نمی شويد. يک کم پوسترتان را از جا کندند و بر سطح پياده رو افکندند و لگدمال تان ‏کردند، و اين ها اصلا برايتان مهم نبود و حفظ کيان اسلام و از اسلام مهمتر نظام برايتان مهم بود که آن را ‏حفظ کرديد. يک چند به عمر چند روزه ی حکومت تان افزوديد. واقعا چنين حکومت کردن خيلی مزه دارد. ‏خيلی لذت دارد. چند ميليون انسان بخروشند که شما را نمی خواهند و شما اصلا به روی مبارک تان نياوريد. ‏جدّاً تبريک می گويم به اين همه همت. به اين همه عزت که به روحانيت و مذهب تشيع بخشيديد.
سعی تان ‏مشکور باد.


رهبرا، شکایتی دارم


 65 -  رهبر عزیز گرانقدر، با شما و مشاوران شما سخنی داشتم که هر چند گفتنش شاید آب به آسیاب دشمن خواهد ‏ریخت ولی هر چقدر خواستم که ننویسم و نگویم تاب نیاوردم و شاید گفتنش جلوگیری از رفتن به مسیری ‏باشد که در انتخاب آن اشتباه کرده ایم . امیدوارم این شکایت و افسردگی مرا بعنوان یکی از میلیونها بسیجی ‏و فدائیان راه ولایت که لحظه ای در جهت حفظ این نظام مقدس از راه ولایت و پشتیبانی از ولایت فقیه غافل ‏نشده بپذیرید و چاره ای برای برون رفت از این وضعیت بحرانی هر چه زودتر بیندیشید. 
روز شنبه نهم ‏آبانماه جلسه ای در پایگاه بسیج به دعوت فرمانده پایگاه داشتیم که در آن جلسه، راهکارها و روش های ‏مسالمت آمیز برخورد با اغتشاشگران مراسم 13 آبان از سوی فرمانده پایگاه قرائت شد. و در پایان جلسه ‏یک ساعت ونیمه از سوی فرمانده به هر یک از اعضای فعال بسیج پایگاه مبلغ چهارصد هزار تومان ‏به صورت چک پول نقدا پرداخت شد که رسید آن نیز گرفته شد که پرداخت این مبلغ در پایان چنین جلسات بی ‏سابقه بود. مهمتر از آن فرمانده پایگاه اعلام کرد که پس از گذر از 13 آبان به ازای دستگیری هر یک از ‏اغتشاشگران و همچنین ارائه مدارکی مستند بر اغتشاشگری افراد مذکور که می توان با همراه داشتن چند شاهد ‏بین خود و یا دوربین فیلمبرداری و یا عکسبرداری این مستندات را در هنگام اغتشاشگری و دادن شعارهای ‏ضد انقلاب تهیه کرد، مبلغ دویست و پنجاه هزار تومان تشویقی برای هر یک اغتشاشگر دریافت خواهید کرد‏‏.‏
از فرمانده پایگاه پرسیدم که این مبالغ از کجا تامین می شود؟ ایشان با اینکه نخواستند فاش کنند ولی بدلیل ‏پافشاری من فرمودند از نمایندگی بیت رهبری در سپاه. حال با این تفاسیر از رهبرم سوالی دارم.
رهبر من ‏
اگر منبع این تشویقی ها شما یا اطرافیان شما هستند آیا فکر نمیکنید مشاوران و اطرافیان شما در این امربه ‏شدت دچار اشتباه شده اند. آیا این حرکت هر چند که خیرخواهانه است ولی توقع تعدادی از بسیجی ها را در ‏مقابل کاری که بیشتر و فقط به خاطر حفظ آرمان های نظام مقدس جمهوری اسلامی و پیشرفت آن است انجام ‏می دهند بالا نخواهد برد؟  آیا این حرکت کوچک کردن رسالت و حرکتی که ما بسیجی ها برای سربلندی ایران ‏اسلامی انتخاب کرده ایم و اکنون در خیابان های تهران و شهرهای مختلف با دشمنان آن دست به گریبان هستیم ‏نخواهد بود؟ آیا این نرخ گذاری عملی شایسته است؟ آیا در جبهه های جنگ حق علیه باطل ما برای پول و ‏مادیات از جان خود گذشتیم و به خط مقدم جبهه ها هجوم بردیم؟ آیا آن زمان سخن از پول و مادیات بود؟ ای ‏کاش مشاوران رهبرم قبل از این حرکت که به نظر من نسنجیده صورت گرفته تاملی می کردند تا اینگونه شاهد ‏فیلم هایی که در 13 آبان در صدر خبرهای جهان قرار گرفته نباشیم. اینچنین که من دریافته ام این مبالغ ‏تشویقی نیز به یگانهای ویژه نیروی انتظامی و بعضی از ارگانهای دیگر ارائه شده که اینچنین تعداد ‏دستگیریها و درگیری و خشونت در 13 آبان در نقاط مختلف تهران را بالا برد.
من خود شاهد بودم که برای ‏افزایش تعداد دستگیری ها در 13 آبان فرمانده بسیج یکی از مناطق تهران با همکاری تعدادی از پرسنل یگان ‏ویژه نیروی انتظامی پارکینگ منزل خود را تبدیل به یک بازداشتگاه موقت کرده بود که در عصر 13 آبان ‏بیش از 2 مینی بوس افراد دستگیر شده اعم از زن و مرد به بازداشتگاه سپاه انتقال دادند. آیا این یک نوع ‏افراط و تفریط نیست؟ آیا نباید فکری برای صورت مسئله کرد؟ تا کی اینچنین رفتار کنیم؟‏

رهبرم
شاید نباید این اطلاعات را در اینجا می دادم. شاید هم از کرده خود پشیمان شوم. اما نمی دانم شکایت ‏خود را از مشاوران شما به کجا برم؟ چگونه می توانستم حرف دل خود را به شما بازگویم. رهبرا، چاره ای ‏اندیشه کنید که دیگر اینچنین نشود. خواهش میکنم. استدعا دارم که مادیات را در راه حفظ نظام وارد این ‏وظیفه مقدس نکنید.‏

به خدا قسم که وقتی که فیلم هایی را از اهانت و بی حرمتی فریبخوردگان به محضر شما و آقا امام زمان (عج‏‏) دیده ام من و خانواده ام اشک از چشمانمان جاری شد. چرا باید به اینجا برسیم که در داخل کشور شاهد ‏اینچنین رویدادهایی باشیم که حتی در کشورهای مسلمان و حتی غربی جرات چنین کاری را به خود نمیدهند؟ ‏آیا این نتیجه همان افراط و تفریط در برخوردی نیست که در روزهای اخیر علیه تعدادی از مردم فریبخورده ‏به کار بسته ایم؟ ای کاش مشاوران شما راهی مسالمت آمیز را برای برون رفت از این فاجعه توصیه کنند نه ‏اینچنین با پول حرمت بسیج و بسیجی و هر آنکه در برابر این نظام وظیفه ای را دارد بشکنند. ای کاش ‏مشاوران و خود عزیز گرانقدر شما راهی را برای برون رفت از این برهه زمانی را پیشنهاد کنید که در آن ‏طلیعه و روشنایی “وحدت” و “همبستگی” بین مردم دیده شود و نه تشویق برای رویارویی.‏

به امید وحدت و یکپارچگی مردم ایران اسلامی در دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی
 
سرباز کوچک شما و فرزند شهید مصطفی مهدوی نیا