این جمله که «حفظ نظام، از اوجب واجبات است» و هر دنائت و پستی و گناه و جنایتی را هم آقایان مرتکب میشوند، تحت لوای اینکه حفظ نظام از نماز واجب تر است.
اما آیا حکومت پیامبر مکرم اسلام، نظام نبود؟
نظام امیرالمومنین، نظام نبود؟
نظامی که حضرت حسن در راسش بود، نظام نبود؟
حکومتی که حضرت حسین قرار بود راه بیندازد و …، نظام نبود؟
آیا فقط نظام ِولی فقیه، «نظام» است؟
حفظ آن حکومتها که راسش امام معصوم بوده، به هر قیمتی لازم نبوده. هدف وسیله را توجیه نمیکرده، ولی برای ما توجیه میکند؟ کاش یک نفر بیاید و این دو را برای ما جمع کند. ما که چیزی دستمان نیست. برای این دوستان که برای حفظ نظام(؟!) مورد علاقهشان،
به هر عمل خلاف شرع و عرف و عقل و اخلاقی دست مییازند، تازه بعدش احساس تقرب به خدا و احساس انجام تکلیف شرعی و سربلندی از آزمون الهی هم میکنند.
درد از این بزرگتر هم میشود مگر؟
یکی به ما بگوید بالاخره هدف وسیله را توجیه میکند یا نه؟
هدفی مثل «حفظ نظام»، بالاخره توجیه کنندهی این رفتارها هست یا نه؟
کلمه حق یراد بها الباطل؟
مصلحت اندیشی هم بی گمان در چارچوب هایی اسیر است و این طور مطلق و رها نیست که هرغلطی خواستیم بکنیم و بگوییم مصلحت اندیشی بود. مصلحت اندیشی هم اتفاقا در ذیل دین و دستورات دین مشروع است. گرچه گاهی تعارضی با صورت برخی احکام داشته باشد و بصیرت و دقت نظر بسیار در تشخیص صحیح مطلب و به بیراهه نرفتن لازم دارد که خدا بدهدمان.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر